اخبار مشاغل

اخبار مشاغل

اخبار مشاغل




شما مجوز دسترسی به این بخش را ندارید




  • EN
  • 24 مهر 1400 |

  • خوش آمديد!

دسته بندی


  • ناگفته‌هایی از اوضاع وخیم ساختار مالی شبکه بانکی بانک‌ها برای کفایت سرمایه مطلوب ۱۲۰ میلیارد دلار نیاز دارند

  • رئیس شورای عالی انجمن حسابداران خبره ایران با اشاره به وضعیت وخیم مالی بانک‌ها، گفت: باید حداقل 120 میلیارد دلار به سیستم بانکی تزریق شود تا سرمایه بانک‌ها به سطح ایده‌آل برسد.
  • تعداد بازدید : ۱۳۶۱
    تاريخ : 10 بهمن 1394

ناگفته‌هایی از اوضاع وخیم ساختار مالی شبکه بانکی بانک‌ها برای کفایت سرمایه مطلوب ۱۲۰ میلیارد دلار نیاز دارند

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری ، افزایش مطالبات معوق، حجم بالای بدهی دولت به بانک‌ها، رشد بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی، افزایش سهم بنگاه و ملک در سرمایه و منابع بانک‌ها، گویای وضعیت نامطلوب ساختار مالی نظام بانکی کشور است.

برای تبیین مساله و جستجوی راهکاری برای گذر از وضعیت هشدارگونه مالی بانک‌ها، میزگردی با عنوان « چالش‌های ساختار مالی بانک‌ها و راهکارهای برون رفت» و با حضور علی دیواندری مدیرعامل سابق بانک‌های ملت و پارسیان و رئیس پژوهشکده پولی و بانکی، سید بهاءالدین حسینی هاشمی مدیرعامل اسبق بانک صادرات و هوشنگ خستویی عضو انجمن حسابرسان خبره ایران در خبرگزاری برگزار شد.

این بخش، اختصاص به نقطه نظرات هوشنگ خستویی دارد که در ادامه می‌خوانید:

چرا تعیین نرخ سود بانکی ، یک نظام مشخص ندارد؟

خستویی: تعیین نرخ سود یک عملیات علمی است و این در حالی است که امروز هر کسی به خود اجازه می دهد محاسبه این نرخ را در هر کوی و برزنی دست بیاندازد.

چند وقت پیش در افتتاح یک کارگزاری یکی از اعضای شورای عالی بورس با نگرانی از وضعیت مالی بانک ها عنوان کرده بود: «بانک ها در حالی شیمی درمانی هستند.»

؛ در زمینه اصلاح ساختار مالی بانک ها، مسئله این است که هر دولتی که بر روی کار آمده همواره بر اصلاح ساختاری بانک ها تاکید کرده است اما علی رغم اقدامات صورت گرفته موفقیتی به دست نیامده است. چه در دولت قبل و چه در دولت فعلی هنوز بانک ها با همان روال قبلی کار می کنند. چرا دولت ها در اصلاح ساختار نظام مالی ناتوانند و اینکه اساساً چه مشکلی دارند که هر دولتی می آید می گوید باید اصلاح ساختار شود اما نمی شود؟

خستویی: بگذارید با بیتی از حافظ جواب شما را بدهم. به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید/ که می رویم به داغ بلند بالایی.یکی از افرادی که باید به او کمک زیادی کرد آقای دیواندری است زیرا باید بوتاکس بانک‌ها را رقم زند. بانک مرکزی یا سنترال بانکینگ bc به کلینیک بنکیینکگ bc تغییر نام دهد.

یعنی باید کلینیک هایی وجود داشته باشد که بانک ها را زیر دستگاه‌هایی که هست عبور دهیم تا غده‌های سر شار آنها را شناخت. جدای از این بحث اینکه باید دانست پیشانی‌ تمام رویداد‌ها بانک‌ها هستند.

گاهی به اصطلاح گفته می شود فیلم حسابی دیدیم یا شام حسابی خوردیم و یا لباس حسابی پوشیدیم غیره، لابد چیزی در واژه حسابی هست که تاکید می شود ولی رویدادی که در این قرار است پی از برجام شروع شود مهم‌ترین و اساسی‌ترین آن بانک ها هستند. بیشترین سختی در این میان برای متولیان مرکز پژوهشکده پولی و بانکی می بینم.

به قول معروف باید گرزی باشد که خورند این پهلوان باشد. بانک های فعلی گرزی نیستند که خوردند این پهلوان باشند.

چرا؟

خستویی: ما می‌گوییم بانکداری  اسلامی. کجای بانکداری اسلامی براستی دیده می‌شود؟

 قاعدتا نرخ بهره ثابت است...

خستویی: بله اما ممکن است به راحتی ما متولیان بانک مرکزی نتوانند این موضوع را تصدیق کنند،اما می دانند که مشکل وجود دارد. پس از انقلاب تمام بانک‌ها در هم ادغام و با فرهنگ‌های گوناگون نام های مختلف گذاشته شد.

مثلاً بانک اصناف با فرهنگ چاله میدانی با بانک ایران و هلند با فرهنگ تحصیلکرده ادغام در هم ادغام شد.

چرا بانکداری اسلامی وجود ندارد؟ چند سال است این موضوع محل مناقشه است؟

خستویی: در بانکداری اسلامی درباره ربا سخن گفته می شود. ربا از محکمات است نه متشابهات. باید تعریف مجددی از ربا وجود داشته باشد. آیا در ربا قدرت خرید پول در نظر گرفته شده یا نه ؟

اینکه پول من در بانک سپرده‌گذاری شود و سپس بانک با وجوه سپرده گذاری شده مردم اقدام به خرید برج و زمین کند و سپس به 10 برابر آن را به فروش برساند اما سپرده گذار برای بدست آوردن اندکی سود در بانک با واژه رباخوار مواجه شود، مسئله است و باید مراجع و فقها تعریفی جدید نسبت به آن ارایه دهند. اینها از جمله تغییرات ساختاری است.

؛ اگر وامی صرف فعالیت‌های سرمایه‌ گذاری شود تورم باعث ترقی آن می‌شود اما اگر این وام صرف امور مصرفی شود آن بخش را تضعیف می‌کند. آیا قبول دارید؟

خستویی: خواهش می کنم شما خبرنگاران این حرف را نزنید. شما می‌گویید هر وامی یک کاری انجام می دهد تا برسیم به یک جایی.... بانکداری یک معنی دارد.... مثلا در بانک مرکزی عنوان می‌شود کفایت سرمایه ...این درست مثل این است که به خستویی بگویند برو یزد واترپلو درست کن و بیا...این از اساس غلط است چون در یزد آبی در کار نیست.

باید ساختار بانکداری تصحیح شود. مثلاً بانک صادرات ... وقتی همه بانک‌ها در هم ادغام شدند چرا بانک صادرات تبدیل به 32 بانک شد، این به چه معنی بود..... چرا حسابداران رسمی همزمان با رژیم شاهنشاهی با هم منحل شدند؟ چه ربطی داشت نمی دانم ... این دو سوال بوجود آمد که هنوز جوابی برای آن یافت نشده است.

قانون پولی و بانکی ایران را مرحوم مصدق برای اولین بار برای بانکداری آورد و گفت: اگر این قوانین ایجاد نشود بعداً می‌گویند قوانین شما شرعی نیست و ما قبول نداریم و آنها ما را نفی می‌کنند. برد پیش پدر نویسنده معروفی به نام سید جمال الدین واعظ اصفهانی داد و گفت آقا نظرت را بده و گفت این به درد نمی‌خورد.

به او گفتند آقا وضع بدتر می شود اما سید جواب داد « به جهنم که بدتر می‌شود». نگذاشتند بشود و بعد در سال 1328 اولین قانون بانکداری را درست کردند، سپس اولین قانون بانکی و پولی را درست کردند و پس از آن قانون پولی و بانکی را که همان تا به امروز در حال استفاده است.

به غده‌های امروز بانک‌ها که اشاره کردید باید از زیر اسکن رد شوند تا دیده شوند، این غده‌ها چیست؟

خستویی: هم‌اکنون داریم با قانون 18 تیرماه 1351 بانکداری این دوران را می‌گذرانیم. این دیگر قابل اتکا نیست. درست مثل اینکه حسابداری که مبنای آن عرف است و از انگلستان آمده با قانون تجارت که قانون نوشته شده است مخلوط می شود و چیزی در می آید که همواره با استانداردها در تناقض است.

چه کسی گفته که بانک ها باید شرکت‌های زیر مجموعه داشته باشند؟ بانک ها اگر مطالبات معوق دارند آیا خودشان مقصرند؟ دولت آنها را مجبور به ارایه تسهیلات‌ تکلیفی کرده است. دولت بجای بدهی خودش به آنها شرکت داد.

خاطرم هست کاریکلماتور را در ابتدا همسر فروغ فرخ زاد می‌نوشت... می‌خواهم از جملات او استعاره بگیرم... با نان اسلحه درست می‌کنند و وادار می کنند مدیر بانک و حسابرس را که آن چیزی که آنها(دولت) می‌خواهند بگویند. اینجاست که اوضاع خراب می شود. سپس بانکداری درست می‌کنیم و می‌گوییم که از پیش تعیین نشده است در حالیکه چنان از پیش تعیین شده است که دمار از روزگار همه در می آورد.

گفته شده که اگر بر آن اساس حرکت کنم ، تمام ترازنامه کج است چون روابط برای جذب سپرده رابطه بدهکار بستانکار نیست در بانکداری های دیگر پول از کسی گرفته می شود و در جایی خرج می شود و بعد درآمد ناشی از بهره بوجود می آید می شود هزینه های بهره که میان اسپِرِد این دو حرکت می‌کنیم.

ولی در ایران وجود ندارد. وقتی بانکدار در این وضعیت گیر می افتد مجبور است پولی را که از سوی سپرده گذار به وکالت گرفته شده صرف عقودی شود که معروف است به عقود اسلامی. بخش هایی به جز مضاربه عقودی مثل مساقات و غیره رها شده و معلوم نیست متعلق به چه دوره ای است. حتی قبل از اختراع پول بوده و حالا گذاشته اند که با آن کار کنند. اینها چه اشکالی دارند ؟ اشکال از جایی است که با قوانین نمی خواند.

بد نیست قبل از انقلاب تمام شرکت ها و بانک ها را به لحاظ حسابداری بررسی کنیم... امروز می بینیم که بانک با شرکت داری وادار می شود که با پول تخصیص داده شده سود کاغذی محقق کند و با آن حقوق و دستمزد هم بدهد.

معنای حرف شما این است که آیا بانک ها سود کاغذی درست می کنند که صورت های مالی خود را آرایش کنند؟

خستویی: بله، آرایش که همیشه ریمیل زدن نیست، همواره دنبال این هستیم که کدام بانک آرایش کرده در حالیکه باید جلوی ادامه آرایش آنها را گرفت.

اینکه بانک به عنوان وکیل مردم اقدام به جذب سپرده می کند به این معنی است که بانک به عنوان وکیل بدهی به سپرده گذار ندارد ولی چرا در ترازنامه سپرده‌گذاران را بستانکاران می نویسند.

این به لحاظ ساختاری از بنیان غلط است و مفهوم حسابداری را بهم ریخته است.

هر کسی که یک لیوان شیر می‌خواسته در ایران یک گاو داده اند. چرا باید به هر کسی بانکداری داد؟

در انقلاب کبیر فرانسه یک استاد ادبیات هنگام اعدام می‌گفت ای آزادی چه جنایت‌ها که به نام تو انجام نمی‌دهند. حالا من می گویم که ای ائمه اطهار چه تجارت‌هایی که به نام شما انجام نمی دهند...

و اینکه امروز به اینها وام داده اند و وزیر گفته است 380 هزار میلیارد تومان بدهی دولت است...

 با شرکت های دولتی 540 هزار میلیارد تومان...

خستویی: در روستای کوچک فرانسه توریستی رفت و 100 یورو اتاق گرفت. رئیس هتل به قصاب داد و بدهی‌اش را تسویه کرد، قصاب به معضوقه‌اش داد و معضوقه‌اش دوباره به مدیر هتل داد. پول چرخید و تسویه شد اما پول جدیدی خلق نشد...

تمام بانک‌های فعلی دچار بیماری سرطان هستند و باید از طریق کنترل های شدید ابتدا تب آنرا پایین آورد و سپس با پیوند استخوان ، سلول های جدید و مفید را به آن تزریق کرد ...کوچکترین اشتباه در این میان بیمار را به زمین می زند. درست مثل یک کوکی که دوباره پیش پزشک می رود که آمپول سرخچه یا سرخک و سیاه سرفه می‌زندد دوباره ساخته شود تا دو باره تبدیل به بانک شوند.

باید دوباره تعریف کرد که بانک و بیمه یعنی چه؟ به مردم سرویس نمی هند که هیچ مردم را سرویس می کنند...

سپرده گذار از بانک طلب دارد نه بدهی... اینکه بانک ها تصور کنند چون پول مردم پیش آنها است باید تو سری به سپرده گذار بگذارند...شاملو می گوید کیست این حافظ یک لا قبای کفر گوی که بدون وضو دست به کتاب او نمی‌زنیم و بی‌خود نامش را نمی‌بریم...من نمی‌توانم مثل شاملو سخن بگویم اما می‌گویم براستی چیست این بانک که پولی که حاضر نیستیم به برادرمان هم بدهیم در بانک‌ها می‌گذاریم و تو سری هم می خوریم از آن.

سرمایه و مردم، دارایی بانک است ولی مردم را حساب نمی کنیم.باید یک بار دیگر بانک به مفهوم جدید آن تعریف شود. اینکه بانک مرکزی چیست و چه مقررات جدیدی لازم دارد.  

امروز اگر شرکت ها را از بانک ها اگر بگیرند مثل گربه ای که سبیل خود را از دست داده تعادل خود را از دست می دهد چون سود خود را از آن محل تامین می کند. سودی که اصلاً وجود ندارد هم مالیات آنرا می دهد و هم سود آنرا تقسیم می‌کنند...سپس در بورس به مردم بیچاره سهام آنرا می فروشند و مردمی که به حسابرس و بازرس قانونی اعتماد کرده‌اند و باید آنرا بنویسد اما اگر بنویسد از ترس از  دست دادن کار آنرا نادیده می گیرد.

حسابرسی که باید اعتبار بدهد تبدیل به ضد عفونی کننده و لکه بر شده و دست آخر عنوان می شود که حسابرس به نوعی لوله بازکن است... با این وضع چه باید کرد؟

 مفاسد اقتصادی در سیستم بانکی از جمله فساد 3000 میلیارد تومانی یا بدهی بزرگ بانکی یا در دوران گذشته بدهی فاضل خداداد در چند سال اخیر مطرح بوده است. آیا سیستم بانکی ایران یک سیستم فساد خیز است؟

خستویی: مولانا می‌گوید؛ اقتضای جان چو ای دل آگهی است/آنکه آگه تر بود جانش قوی است... باید بدانیم بانک برای چه چیزی بوجود آمده است. معلم برای یاد دادن آمده اما یک معلم هم می تواند جیب بری یاد دهد در حالیکه آموزش می دهد.

بانک باید حافظ سپرده های مردم باشد. یعنی اینکه من صرفه نظر کرده ام از خواسته خودم و بجای خرید و مصرف امروز پس انداز خودم را تبدیل به سپرده بانکی کرده ام. امروز بانک ها تصور می کنند این سپرده برای خودشان است. مراکز خرید و شاپینگ مال های امروز در بالای شهر با پول چه کسی بوجود آمده است؟

یکی از دلایلی که می توانیم بکار ببریم یک نوع شرکت های به نام کمپانی های مدیریت دارایی است که در یکی از بانک های ترکیه نیز نمونه ای از آن تجربه شده است. مثل قوانین ورشکستگی ایران عنوان شده که تحت مقرارت خاصی مخاطرات بانک پوشش داده شود.

بانک ها باید حافظ منافع سپرده گذاران باشد... اینکه از همان ابتدا بانکی زده شود و با سپرده های مردم امور را گذراند که بانکداری نیست ..بانک مرکزی باید ابتدا خود را تعدیل کنید. بانکداری یکپارچه باید ابتدا به قانون تبدیل و از بانک مرکزی شروع شود.

چه کسی می تواند مدیر بانک شود؟ اگر قانون پولی بانکی 1351 مطالعه شود عنوان می شود اگر کسی کوچکترین رشوه ای گرفته شود نمی تواند مدیر بانک شود اما الان شیوه انتخاب موسسین و مدیران اغلب بانک ها اشتباه است...

دوستی به من روزی گفت که مغازه ام را به مبلغ 4 میلیارد تومان فروختم و گذاشته ام در بانک و از گرفتاری هایم راحت شده ام. از قضا همان شعبه بانکی را حسابرسی می‌کردم... فردا بالای سر حساب‌های آن شعبه رفتم و دیدم که 8 میلیارد تومان ثبت شده بود...به کجای شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را...

ملک 8 میلیاردی را اگر به 3 میلیارد بفروشد که زیان می کند بانک ...پس نگه می دارد که در چند سال دیگر در تورم جبران کنند.

ببینید،بانک بحرینی bcci در سال 1988 ورشکست شد ... بانک قوانین و مقرارت بال بعد از آن ایجاد شد... در تمام ایران هنوز بال یک رعایت می شود اگر بال دو و بال سه که ریسک ها را عنوان کرده و ریسک بهترین بانک را 13 درصد عنوان کرده، می‌بینیم که کفایت سرمایه نه تنها در بانک‌های دولتی 8 نیست بلکه منفی 4 است.

باید حداقل 120 میلیارد دلار به سیستم بانکی تزریق شود تا سرمایه بانک‌ها به سطح ایده آل برسد.

 کاش این موضوع بند حسابرس می شد در صورت‌های مالی همه بانک‌ها...

خستویی : باید به یکسری استاندارد های مستدل حرکت کنم. سپرده های قرض الحسنه در بانک ها را اگر جمع کنیم می رسیم به 1000 اما قرض هایی که اعطا شده می رسیم به 200.چرا؟ چون به دایره‌ای از دوستان و خویشاوندان شعبات تخصیص داده شده اغلب...

من سالها حسابرس بانک ها بوده ام...این کجای قرض‌الحسنه است؟

 چرا این حرف‌ها زمانی که غده ها بزرگتر می شد عنوان نمی‌شد؟

خستویی : حتما ًعنوان می شد...همیشه واژگانی که گفته می شود برای همه قابل درک نیست. همین امسال بانک مرکزی اجبار کرد که همه بانک ها باید تا حد مشخصی ذخیره بگیرند. حسابرس مستقل برای بله قربان گویی نیست ولی چگونه می شود که در نهایت می گویند ان حسابرس سخت گیر است... حسابرس هم باید زندگی کند...اولین کسی که پولش را نمی دهند حسابرس است...

باید بانک مرکزی عنوان کند که به عنوان حافظ سپرده های مردم یعنی آن کسی که خرج نکرده و با زحمت فراوان سپرده کرده و در بانک گذاشته باید با آن بورد هر کاری دلش خواست انجام دهد؟

عنوان می شود ریسک اعتباری بانک ها محاسبه شود اما به یکباره می بینیم که با نشان و القاب این ریسک اندازه گیری شده زیر پا گذاشته می شود.

وقتی بانک مرکزی آلمان به مدیر بانک هامبورگ می گوید بیا تا تو را ببینم از ترس بیمار و وحشت زده می شد اما اینجا بانک مرکزی نادیده می شود که هیچ حتی به بازی هم گرفته نمی شود.

موسسات اعتباری که بیشتر شبیه مهد کودک هستند تا بانک چرا باید اجازه فعالیت داد.

به امیر المومنین باور کنید اگر بانک در کشور زمین بخورد حکومت و نظام دچار مشکل می شود. با بانک ها اصلا نمی شود شوخی کرد.

رئیس کل بانک مرکزی در حال حاضر از طرف دولت و بانک ها هم اکنون در فشار است. باید رسانه ها در این زمینه به کمک سیستم بانکی و پژوهشکده پولی و بانکی بشتابند.

باید این باور را در مردم ایجاد کرد که بانک جای چپاول نیست .محل حفظ پس اندازهای زحمت کشیده مردم است... باید فرهنگ سازی کرد.

 در کتاب های درسی چرا هیچ آموزشی راجع به بانک ها وجود ندارد؟ اینکه بدانیم برای وام گرفتن باید تضمین داد شاید بعدها این همه اعتراض بوجود نیاید...

خستویی : وقتی از بانک می‌خواهید وام کوچک 5 میلیون تومانی بگیرید می گوید تضمین بده... می گویید ندارم و می گوید برو یک فاکتور یا سند قلابی بیار .. از آنجا یاد می دهد که چطور تقلب کنید. آخرش وام را هم نمی دهد اما وام 5 میلیارد تومانی را می دهد و شما می گوید الهی به زمین گرم بخوری بانک...(با خنده)

هرمس و ساچه در حال حاضر عملیات مالی برخی از بانک های خصوصی ایرانی را تایید کرده اند که نتیجه سخت گیری های گذشته حسابرسی است.

من با خانم خلعت بری موسس بانک پارسیان بودم ...با بانک نمی شود شوخی کرد. اوایل انقلاب عنوان می شد که از بانک مرکزی پول خارج کرده اند که بعد ها من به عنوان رسیدگی به هیات ناظرت بانک مرکزی بررسی کردم که پولی خارج نشده است.

اما شایعه این خبر باعث شد تا مردم دچار هیجان شوند و به خیابان ها بریزند. در جایی باران می‌آمد. عده ای زیر سایبان یک بانک ایستاند... عده ای شایعه انداختند که بانک ورشکست شده و آن بانک براحتی ورشکست شد. اینها روی اعتقاد و باور مردم سوار است.

اینکه مدیران میانی و استانداری به مدیران بانک ها فشار بیاورند و تقسیم سود را هم استاندارد بر عهده بگیرد یک فاجعه است.

 واگذاری بانک‌ها چیزی شبیه شیر، گاو، پلنگ شده است... اصل 44 و سهام عدالت در کنار شبه دولتی ها الان هیات مدیره بانک ها را بهم ریخته است. بطور مثال مجمع اخیر بانک ملت. با توجه به ساختار بانک ها نظر شما چیست؟

خستویی : بانک هایی که سهام آنها را فروخته اند باید پرسید رقم بازنشستگی آنها چقدر بود وقتی می خواستند واگذار کنند.بدهی بابت باز خرید کارکنان را حساب نکردند ...

من عضو هیات پذیرش بورس بودم و می‌دانم که این رقم را حساب نکرده اند... در حال حاضر صندوق‌های بازنشستگی یا به قولی آینده ساز که من می گویم آینده سوز باید بین بازار سرمایه و بازار پول کار کنند ولی صندوق های بازنشستگی بنگاهداری می‌کنند. خرید هواپیما و کشتی با پول بازنشستگی مستمری بگیران به چه معنایی است؟ پول مستمری بگیران را به دست مدیرانی داده اند که از بین برده‌اند.

موسس بانک صادرات سهم 100 تومانی را 2400 تومان در بورس فروخت. من به روح او درود می فرستم. او کسی بود که اگر سپرده خوبی در بانک جمع آوری می کردی و حافظ منافع مردم بودی و سوخت نبود به شما یک سواری بنز هدیه می داد. از 18 میلیارد سرمایه مبلغ 7 میلیارد تومان به قیمت اسمی از سرمایه ایشان بود و هر چه می خرید به نام بانک می کرد. کسی که خانه اش هم به نام بانک صادرات کرده بود.

اول باید باور کرد که بانک لازمه است و باید وجود داشته باشد تا مملکت روی پا بماند. اینکه 120 میلیارد دلار باید به بانک ها تزریق کرد از بابت لزوم نجات سیستم بانکی است.

 

منبع : فارس نیوز





اعداد را با هم جمع کنید : به اضافه



طراحی سایت و بهینه سازی توسط شرکت راوک نگار پارس