نوشتن از او كار سختي است؛ نوشتن از مردي كه عنوان پرافتخارترين ورزشكار تاريخ ايران را به دنبال نام خود يدك ميكشد؛ اما مصاحبه را دوست ندارد.
خبر حضورش در ايران با گزارش از حرفهايش در جمع اردونشينان تيم ملي كشتي آزاد فاش شد. خودش ميگويد، به قصد ورزش كردن به مجموعه ورزشي آزادي رفته و بي آنكه بداند تيمهاي ملي اعزامي به بازيهاي آسيايي هم خود را در خانه كشتي آماده ميكنند. منصور مهديزاده و منصور برزگر از همدورههاي او هستند. مهديزاد نيز مانند موحد در جهاني 1966 توكيو مدال طلا را برگردان آويخت و همين باعث ميشود پروفسور موحد در آستانه حضور كشتي در بازيهاي آسيايي، در جمع ملي پوشان صحبت كند. "به خانه كشتي نرفتم كه در تمرين تيم ملي حاضر شوم چون از كشتي دور هستم و فكر ميكردم در سالن امجديه تمرين ميكنند؛ حتي نيدانم فدراسيون چطور فعاليت ميكند. به آزادي رفتم كه ورزش بكنم، مثل هميشه فقط براي سلامتي ..." *********** نام موحد يادآور افتخاراتي است كه در دوره حضورش در كشتي از آن ورزش كرد. او براي نخستين بار در المپيك 1964 توكيو در ميداني كه جهان پهلوان تختي به عنوان چهارمي بسنده كرد، در وزن 70 كيلو به عضويت تيم ملي درآمد كه كارش بدون مدال به پايان رسيد. آخرين ميدان او نيز المپيك 1972 مونيخ بود كه پس از پيروزي برابر كشتي گير پانامايي، به دليل مصدوميت مسابقات را ادامه نداد و براي هميشه با كشتي خداحافظي كرد. او با المپيك آمد و با المپيك رفت و در اين رهگذر، مرد ميان وزن كشتي ايران به شش مدال پي در پي جهان و المپيك دست يافت. آغاز افتخار آفرينيهاي موحد در 25 سالگي و در جهاني 1965 منچستر انگليس بود. او در مسابقات جهاني 66 آمريكا هم طلايي شد و خوش رنگ ترين مدال جهاني 1967 دهلي را نيز از آن خود كرد. موحد در دومين المپيك زندگي خود در مكزيكوسيتي گردن آويز طلا را صاحب شد و در سال 1969 هم در آرژانتين بار ديگر به طلا رسيد. آخرين طلاي او در جهاني 1970 ادمونتون كانادا وارد كارنامه پرافتخارش شد. گرچه در مسابقات جهاني 1971 صوفيه عضو تيم ملي بود؛ اما توفيقي حاصل نشد تا در المپيك 1972 با دنياي كشتي وداع كند. او دو طلاي بازي هاي آسيايي در سالهاي 1966 و 1970 را نيز از آن خود دارد. عبدالله موحد در 9 سال حضور در عرصه اول كشتي، نه در تمرين و نه در مسابقه به هيچ كشتي گير ايراني نباخت و امتياز نداد. كاظم غلامي تنها كشتي گيري است كه از وي يك امتياز گرفته و اين را آويزه كارنامه افتخار خود كرده است. مرد خوشنام كشتي علاوه بر افتخارآفريني در ورزش اول، در دور رشته واليبال و قايقراني نيز از حد تيمهاي ملي فراتر بود. تمرينات بدنسازي وي ابداعي بود و زحمتكش ترين كشتيگير تيم ملي، مزد اين تمرينات سنگين كه امروز در دستور كار خيلي از تيمهاي ملي قرار دارد را با كسب شش طلا گرفت. دانيل روبرن فرانسوي كه هميشه مغلوب قهرمان ايراني ميشد، روزي رو به موحد گفت: "كشتي را خيلي دوست دارم؛ چه كنم كه مدال بگيرم؟" موحد تمرينات ويژهاي را به او ياد داد كه روبن به مدت يك سال طبق برنامه كشتي گيري عنوان دار ايران، در تپههاي گرنوبل فرانسه به تمرين پرداخت و پس از آن قهرمان دنيا شد. او همواره موفقيت خود را مديون عبدالله موحد ميداند. دانيل روبن اكنون مفسر ورزشي تلويزيون كانادا است و يكي از چهرههاي شاخص كشتي به شمار ميرود. بيش از دو دهه است كه موحد در ايالت ويرجينياي آمريكا زندگي ميكند. بارها پيشنهاد سرمربيگري تيم ملي آمريكا به موحد داده شده؛ اما به واسطه علاقهاي كه به كشورش دارد، هرگز حاضر به پذيرفتن اين سمت نشده است. پسر او مازيار موحد با تيم ملي ژيمناستيك آمريكا عنوان نائب قهرماني دنيا را به خود اختصاص داده است. ************ اما يك نكته مبهم؛ موحد در سال 2003 در آستانه مسابقات جهاني نيويورك به ايران آمد. رئيس وقت فدراسيون براي آنكه از موحد هم در كار كشتي بهره بگيرد، مذاكرات زيادي با وي داشت. او به درخواست محمدرضا طالقاني در نيويورك با گرمكن تيم ملي كشتي آزاد ايران كنار تشك نشست تا ملي پوشان با ديدن وي هم به خود و تاريخ كشتي خود ببالند و هم اينكه براي كشتي گرفتن انگيزه بيشتري داشته باشند. پس از آن طالقاني رسما اعلام كرد موحد مدير تيمهاي ملي ايران شده است؛ اما اين بمب خبري ديري نپايد كه كذب اعلام شد. در ايران شايع شد كه موحد دچار حمله قلبي يا سكته مغزي شده است. قهرمان سابق جهان و المپيك در اين باره ميگويد: "اينها همه دروغ است. هيچ مشكلي نداشتم و ندارم. فقط به خاطر برخورد سرم با زمين خون لخته شده بود كه با يك جراحي ساده مشكل برطرف شد." او روز 30 آبان به تهران آمد و تا دو ماه در ايران خواهد ماند؛ اما مانند گذشته علاقهاي به مصاحبه ندارد. چون معتقد است حرف زدن در مورد كشتي ممكن است جنجال آفرين شود چون عدهاي فقط منتظر هستند حرفي بزند و آن را حاشيه تلقي كنند. گرچه هنوز هم عاشق كشتي است؛ اما از برخي مسائل و اتفاقات دلزده و دلگير است و شايد اين كدورت هيچگاه از ذهن او پاك نشود. موحد يكي از 10 قهرماني است كه نامش در تالار افتخارات فيلا به ثبت رسيده و تا ابد اين افتخارات را از آن خود خواهد داشت. نام او كنار مردان پرافتخار دنيا چون الكساندر مدويد، بودايسا سايتي يف، ، سرگي بلاگلازو، خاداراتسف و ... ميدرخشد تا ايران كه مدعي است كشتي به اين كشور تعلق دارد، در جمع افتخار آفرينان دنيا بي نماينده نباشد. اما چرا موحد نبايد امروز در جمع كشتي باشد؟ آيا افتخارات او به اندازهاي نيست كه رياست فدراسيون را از آن خود كند؟ پروفسور موحد در رشته تربيت بدني نيز موفق به دريافت مدرك دكترا شده تا به لحاظ مدال، تحصيلات و افتخار آفرين چيزي براي قرار گرفتن در بالاترين عرصهها كم نداشته باشد. از زندگي سالم او همين بس كه در مز 66 سالگي هنوز هم مثل يك كشتي گير جوان تمرين ميكند و از بدن سالمي سود ميبرد. او هر روز تمرين ميكند. كاش قهرمانان خود را حفظ ميكرديم؛ مرداني كه ساير كشورها آنها را گنج ميدانند؛ گنجي كه نبايد آنها را از دست داد؛ اما او حتي حاضر به مصاحبه نيست؛ با دلائل كاملا منطقي و اگر متني تحت عنوان مصاحبه از او به چاپ رسيد، بدون رضايت او است. گزارش از مرضيه دارابي

|