روزنامههاي صبح امروز ايران در سرمقالههاي خود به مسائل روز كشور و جهان پرداختهاند كه گزيده برخي از آنها در ذيل ميآيد.
مردمسالاري
روزنامه مردمسالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان «پشيماني فرماندهان راست» به قلم سروش ارشاد آورده است: تا چند سال پيش اگر تحليلگران سياسي ميخواستند درباره جناحهاي سياسي سخن بگويند، همگي از «گوش به فرماني از بزرگترها» در ميان محافظهكاران ياد ميكردند. فرمانده و پياده نظام تقسيمبندي قابل قبولي در اردوگاه راست بود. اما با گذشت زمان بزرگترها پس از شكستهاي متوالي از 2 خرداد 76 به اين سو به فكر بازسازي و تغيير ويترين سياسي افتادند و برخي از چهرههاي جوان محافظهكار را با تابلويي جديد به ميدان فرستادند كه اتفاقا در شلوغي ميدان رقابت در اولين دوره انتخابات شوراها كه حاصل از تكثر ليستهاي اصلاحطلب بود پيروز شدند نو محافظهكاران سرافرازانه به اردوگاه خود برگشتند و اين پيروزي را نتيجه عملكرد خود مي دانستند. اما بزرگان راست نيز پيروزي را از تدبير خود ميپنداشتند و اينجا نقطه آغاز اختلاف در جناح راست بود. اختلاف امروز در آستانه سومين دوره انتخابات شوراها در ميان محافظهكاران ميوه بذري است كه در دومين دوره انتخابات شوراها در زمين راست كاشته شد و اين ميوه آنچنان حرمت بزرگان در راست را خدشهدار كرده كه دور از تصور نيست كه بزرگان محافظهكار از تدبير گذشته خود پشيمان باشند.
* اعتماد ملي
روزنامه اعتماد ملي در سرمقاله امروز خود با عنوان «صورت مساله را مخدوش نكنيم» آورده است: شايد يكي از مهمترين پرسشهايي كه اين روزها در اذهان هموطنانمان در خصوص انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا و خبرگان رهبري مطرح مي شود، رويكرد و خاستگاه اين انتخابات است. به اين معنا كه شايد پرسيده شود آيا شوراهاي اسلامي شهر و روستا سياسي هستند؟ يا بايد صرفا از دل مجموعهاي مديريتي و كارشناس برآيند؟ يا آيا احزاب سياسي حق شناسايي و معرفي كانديداها به مردم را دارند، يا ورود آنها به اين عرصه نوعي خلط موضوع به حساب ميآيد؟ همه نهادهاي اداري و مديريتي لزوما و منطقا سياسي محسوب ميشوند لذا در يك نگاه سطحي و عاميانه ميتوان مدعي بود كه شوراها و انتخاب شهرداران بايد با حفظ ضرورتهاي زندگي روزمره و توجهبه اولويتهاي زندگي آنها صورت گيرد اما اين حرف چندان پايه درستي ندارد. در كشوري كه اكثر معضلات و نابسامانيها ريشه در عنصر سياست دارد، طرح اين گونه اظهارات و پرسشها تنها خود يك سياسي كاري حرفهاي محسوب ميشود. افكار عمومي از طراحان چنين ابهامات و پرسشهايي ميپرسند، چگونه برخي از چهرههايي كه از مناصب مرتبط با شوراها به عاليترين پستهاي سياسي و مديريتي رسيدهاند، مدعي غير سياسي بودن اين نهادها هستند؟ احزاب و گروههاي سياسي با شناسنامه و هويت روشن كانديداها را معرفي ميكنند و مسئول اقداماتشان هستند، در جوامع پيشرفته هرگاه مردم از عملكرد منتخبين حزبي راضي نباشند، در انتخابات بعدي حساب احزاب ناتوان را در كف دستشان ميگذارند. ضمنا يكي از مهمترين كاركردهاي احزاب در جوامع توسعه يافته انضباط بخشي به فعاليتهاي سياسي و اجتماعي شهروندان است جالب آن است كه مدعيان ناكارآمدي احزاب، خود از طرق احزاب يك شبه و تشكيلات شبه حزبي، به برخي از مناصب دست يافتهاند. بايد با مردم صادق بود. چنانچه احزاب و گروههاي رقيب را از منظر سياسي قبول نداريم، نبايد به اسم خدمتگزاري و كارشناسي صورت مساله را مخدوش نماييم.
* تهران امروز
روزنامه تهران امروز در سرمقاله امروز خود با عنوان "خبرگان در انتظار رويشها" آورده است: مجلس خبرگان رهبري بالاترين نهاد مشورتي كشور است كه با راي مردم شكل گرفته و برجستهترين فقهاي كشور به نمايندگي از مردم علاوه بر نظارت بر رهبري، ماموريت انتخاب رهبري را بر عهده دارند . پس از رحلت حضرت امام ره، اقدام فوري و بهترين انتخاب صورت گرفته براي تعيين جانشين رهبر فقيد انقلاب، به روشني از جايگاه سرنوشتساز و گرهگشاي اين مجلس براي پيوستگي مديريت كلان نظام حكايت دارد. اما اين تنها وظيفه خبرگان نيست. اكنون انتخاب ديگري براي خبرگان در راه است و به نظر ميرسد بايد براي تازهشدن نگاه مردم به مجلس خبرگان به نكاتي چنين توجه كرد: 1- مهمترين ضعف مجالس خبرگان تاكنون فقدان مكانيزم ارتباطي واطلاع رساني شفاف و بهنگام به مردم است. نمايندگان مجلس خبرگان وكيل مردماندو اين سوال مهمي است كه وقتي بر اساس قانون مذاكرات مجلس شوراي اسلامي به طور مستقيم پخش و با مكانيزم قدرتمندي مرتبا به مردم اطلاع رساني ميكند، چرامجلس خبرگان عمدتا به صورت غيرعلني برگزار ميشود؟ 2- جلسات مجلس خبرگان كم و مسوليت نمايندگي مردم وظيفهاي پيوسته است . نمايندگان اين مجلس نميتوانند سخن از نظارت بر رهبري بگويند و از وظايف مشورتي ومسووليت فكري خود در مقابل ايشان غفلت كنند. رهبري در نظام اسلامي ما قلب تپنده همه امور است. 3- مجلس خبرگان رهبري بايد مجلسي عميق؛ آيندهنگر، عملياتي و فعال باشد. اين مهم جز با تزريق بنزين سبز يا اكسير جواني به ساختار سنتي عملكرد مجلس خبرگان شدني نيست. طبعاشان بزرگان و جايگاه والاي آنان نبايد مورد غفلت قرار گيرد ، اما وجوده چهرههاي جوان، فقيه و متخصص و كارآمد به عنوان يك دگرديسي نسلي در مجلس خبرگان ميتواند تلفيق عمق و طراوت را براي اين مجلس رقم بزند.
* كارگزاران
« تحريم و تدبير ايران » عنوان سرمقاله امروز روزنامه كارگزاران است كه آورده است: توافق قريبالوقوع پنج عضو شوراي امنيت سازمان ملل درباره تحريم ايران مهمترين رويداد در سياست خارجي ايران پس از جنگ هشتساله خواهد بود. آثاري كه تحريم احتمالي ايران به جا خواهد گذاشت، قطعا همسنگ زيانهاي جنگ نخواهد بود وايران به هر تقدير با آن خو ميگيرد. اما عبور از بحران به معناي پايان ماجرا نخواهد بود. مروري اجمالي بر آثار احتمالي تحريم و مداقه در آن ميتواند در شناسايي راههاي مقابله با آن كمك كند. نخستين تاثير تحريم، به صورت شوك رواني وارد خواهد شد و بر ارزش سهام و ثبت سفارشهاي سرمايه"ذاري تاثير كاهنده و بر بهاي فلزات گرانبها تاثير افزاينده خواهد گذاشت. اين دوران شوك، كوتاه است و طولي نخواهد كشيد كه اقتصاد به مدار واقعي خود بازگردد . تاثيردوم ، محدود شدن ارتباط ايرانيان با بامراكز سياسي و اقتصادي جهان خواهد بود اين تاثير از تاثيرگذاري رواني الويه ، طولانيتر خواهد بود اما هميشگي نخواهد شد زيرا به تدريج كشورها براي پيگيري منافع خود و اتباعشان باب مراوده با ايران را باز ميكنند و به هر حال قراردادها امضا ميشود و داد و ستد كالاها و خدمات ادامه مييابد. تاثير درازمدت وجدي تحريمها به شكلبندي قدرت در منطقه مربوط ميشود. اگر همه كشورهاي پرقدرت جهان به صورت جدي بر تحريمها اصرار بورزند، فرصتهايي كه ايران ممكن است از دست بدهد در اختيار همسايگان رقيب بويژه عربستان و تركيه و به ميزان كمتر عراق و پاكستان قرار ميگيرد. هنر ديپلماسي ايران در چنين وضعي، بازنمايي خطرات و تهديدهاي امنيتي مناطق مورد اشاره به قدرتهاي جهاني و يافتن رخنههايي براي ائتلافهاي منطقهاي است. با روندي كه پرونده هستهاي طي ميكند، ايران ميبايست براي بازي چندسويه و دشوار آماده شود.
*آفتاب يزد
روزنامه آفتاب يزد در سرمقاله خود با عنوان افتتاحيه مسابقه دوحه از دو زاويه آورده است: در چند روز گذشته موضوع مراسم افتتاحيه مسابقات آسيايي در دوحه به سوژهاي براي درگيري داخلي اصولگرايان تبديل شده است. ظاهراً موضوع از انجا شروع شد كه سايت بازتاب اعلام كرد عده اي از شيعيان منطقه خليج فارس از حضور رئيس جمهور ايران در مراسم افتتاحيه اين مسابقات ناراضي بودهاند. علت اين نارضايتي انجام برخي حركات ويژه در اين مراسم اعلام شد. پس از آن برخي از نزديكان رئيس جمهور به تكذيب موضوع پرداختند و يا توضيحات مبهمي ارائه كردند. اما ظاهرا اصرار اطرافيان رئيس جمهور بر اتهام زني نسبت به سايت خبر رسان موجب عصبانيت سايت بازتاب شد و ان سايت با عبارات شديد به مقابله با برخي افراد پرداخت كه آنها را گماشتگان ناميد. اين سايت نه تنها بر صحت خبر خود تأكيد كرد بلكه پس از يك سال سكوت بار ديگر خبر ديدار رئيس جمهور با آيت الله جوادي آملي را يادآوري و تلويحا به مردم تأكيد كرد كه خبر آن سايت درمورد ديدار مزبور درست بوده است. نخستين موضوع توجه به برخي واقعيات موجود در سفرهاي خارجي و مراسم بين المللي است كه نگاه عيب جويانه به آن مشكلي را حل نمي كند. ما بخواهيم يا نخواهيم در اينگونه مراسم اتفاقاتي مي افتد كه بسياري از دولتمردان ما نمي پسندند. اما گاه منافع و مصالح كشور ايجاب مي كند كه براي كسب منفعت بيشتر و يا دفع خطري بزرگ بر بعضي مسائل چشم بپوشيم. مطمئنا رئيس جمهور ايران مي دانسته است و اگر نمي دانسته مشاوران واطرافيان او كوتاهي كرده اند كه براي مسئولان ما قابل پذيرش نيست. پس حضور در اين مراسم قاعدتا بايست با هدف جلب منفعتي براي كشور صورت گرفته باشد. در تعامل با سايركشورها روشي ديگر نيز مي توان در پيش گرفت كه به موجب آن نقاط همكاري و نيز عوامل نزديكي و ارتباط شناسايي و نسبت به موارد اختلاف نيز متناسب با اهميت آن راهكار سكوت، اعتراض و يا مقابله در پيش گرفته خواهد شد. البته شرط رسيدن به اين وضعيت آن است كه تصميم قطعي بگيريم كه مصالح اصلي كشور را وجه المصالحه درگيري هاي داخلي قرار ندهيم. همه ما بايد متعهد شويم كه هر اقدامي را متناسب با همان اقدام و حسن و قبح آن بسنجيم و نه به تناسب ارتباط خود با انجام دهنده آن.
|