رشد اقتصادي در سايه مديريت زنان اخبار
 
صفحه اصلی  / بازگشت / (بازدیدکننده مهمان)
* مقالات تخصصی - شنبه ۰۴ اسفند ۱۳۸۶
رشد اقتصادي در سايه مديريت زنان
گزارش : داريوش نوروزي

ایونا : در جوامع امروزي ، توسعه پايدار بر توانمندسازي زنان تکيه دارد. به طوري که انديشمندان اجتماعي همواره بر رفع موانع جنسيتي به عنوان لزوم تحقق توسعه اقتصادي و اجتماعي تاکيد کرده اند.

ديدگاه هاي مطرح شده درخصوص زنان بر اين باور شکل گرفته است که وضعيت زنان در موقعيت هاي اقتصادي ، اجتماعي و سياسي در بسياري از کشورها يکسان نيست و براي حصول برابري در حوزه هاي ياد شده نياز به تغيير در ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي جوامع است.

از ديدگاه جامعه شناسي ، توسعه اقتصادي هر جامعه اي بدون توجه به نقش موثر زنان در توليد و بازپروري امکانات امري دشوار است ، زيرا زنان با ايفاي نقش مديريت مالي خانه ، تاثير بسياري بر اقتصاد خانواده و در ابعاد وسيع تر در اقتصاد جامعه دارند. با اين حال ، بسياري از صاحبنظران غربي با توجه به قدرت گرفتن زنان در عرصه هاي اقتصادي ، اجتماعي و سياسي معتقدند که با توجه به افزايش فساد مالي و اخلاقي در ميان دولتمردان ، زنان به عنوان سياستمداران قابل اطمينان شانس بيشتري براي احراز مناصب بالا را دارند. با اين توضيح در مقاله پيش رو سعي شده است که به تاثير حضور زنان در چرخش قدرت در عرصه هاي مختلف اجتماعي اشاره اي کوتاه شود که در زير مي خوانيد.

قدرت گرفتن زنان در کشورهاي مختلف جهان ، اين روزها رواج توجه برانگيزي يافته است. در سالي که گذشت ، شايد بيش از هر زمان ديگري ، زنان به رياست جمهوري رسيدند يا شخص اول کشورهايشان شدند.

اتفاقي که در برخي موارد براي اولين بار در طول تاريخ رخ مي داد، اولين رئيس جمهور زن شيلي ، اولين رئيس جمهور زن برگزيده آفريقا، اولين صدراعظم زن آلمان و....

شايد بتوان گفت موفق ترين سال سياست ورزي زنان در تاريخ ، همين سال گذشته بوده است. بر همين اساس ، بد نيست به اين نکته اشاره کنيم که براساس برخي از يافته هاي تاريخي ، مورخان معتقدند نخستين پادشاه زن در جهان در ايران به قدرت رسيده است که چنانچه اين سند واقعيت تاريخي داشته باشد، اين موضوع مي تواند از مفاخر ايرانيان باشد.

حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي ، سياسي و اقتصادي از موضوعاتي است که هميشه مورد پرسش جوامع بوده است. حقيقت اين است که در گذشته هاي دور و حتي نزديک زن ر ا همانند مردان باور نداشتند که مي تواند در عرصه هاي مختلف فعالانه حضور داشته باشد.

بر اساس اين تفکر مردسالاري و حذف نيمي از جمعيت فعال و سازنده جامعه بتدريج از 3 دهه پيش ضرورت حضور و مشارکت زنان حس شد و در بسياري از جوامع زنان پابه پاي مردان به عرصه اجتماعي آمدند و با پيشرفت علم و شناسايي استعداد و توانايي زنان ، زن به عنوان يک عنصر تاثيرگذار در جوامع مختلف مطرح شد.

بنابراين بتدريج نوع نگرش نيمي از جمعيت جوامع تغيير کرد.

به نظر مي رسد در هزاره سوم نقش زنان پررنگ تر شده است ، به طوري که در بسياري از جوامع ، زنان در پستهاي کلان کشور عهده دار وظيفه هستند. در آلمان ، شيلي ، فيليپين ، بنگلادش ، ليبريا و... شاهد هستيم که زنان رهبري و هدايت کشورشان را به عهده دارند. اين نشان مي دهد که زنان در جوامع بشري مي توانند پابه پاي مردان پيش بروند. نگاهي به ارقام و شاخصهاي بين المللي حکايت از آن دارد که حضور زنان در عرصه هاي مختلف جامعه بالا است.

هر چند هنوز در مقايسه با مردان درصد حضور زنان در عرصه هاي اقتصاد، سياست و اجتماع در اقليت است ، ولي با همه اين احوال ، حضورشان رو به رشد است. بويژه که در سالهاي اخير حضور زنان در پارلمان ها و نهادهاي مدني پيشرفت چشمگيري داشته است. به هر حال ، امروزه ، بررسي و نقد وضعيت زنان در جوامع مختلف در سرتاسر جهان به امري جدي تبديل شده است.

نقش زنان در توسعه پايدار

تاريخ جهان شاهد نقش بسيار عظيم و غيرقابل انکار زنان در حوادث گوناگون است. امروزه که مباحث توسعه کشورهاي جهان مطرح است ، نقش زنان در اين فرآيند بشدت مورد توجه قرار گرفته است. برگزاري جلسات ، سمينارها و کنگره هاي متعدد درخصوص جايگاه زنان و نقش آنان در توسعه حکايت از اين موضوع حياتي دارد.

به گزارش ایونا ، با کمي دقت مي توان دريافت که برگزاري اين گونه برنامه ها نشان از موضوع نه چندان خوشايند ديگري نيز دارد و آن اين است که تاکنون يا حداقل در سده هاي اخير نقش زنان به عنوان نيمي از جمعيت جهان در حال توسعه ناديده گرفته شده که اين امر نشان از وجود تبعيضات و نابرابري هاي جنسيتي در زمينه هاي گوناگون سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و غيره دارد. جامعه انساني از حضور نداشتن واقعي زنان در عرصه هاي مختلف لطمات جبران ناپذيري ديده و به اين دليل در 2 دهه اخير درصدد جبران اين نقيصه بر آمده است.

براي رسيدن به تعادل ، برابري و رفع تبعيضات و در نتيجه توسعه بهتر و کامل تر جامعه نياز به آن است که زنان بتوانند در فرآيند تصميم گيري در سطوح مختلف جامعه شرکت کنند.

خوشبختانه در بسياري از کشورها اين تلاشها، موفقيت هاي چشمگيري را در پي داشته است. از آن جمله مي توان به کشورهايي همچون نروژ، دانمارک و فنلاند اشاره کرد که بيش از 40 درصد مناصب تصميم گيري در اختيار زنان است.

متاسفانه در بسياري از کشورهاي جهان سوم اين مساله چندان شايان توجه نيست و تنها تعداد محدودي از زنان در پستهاي مديريتي و مهم تصميم گيري کشور قرار دارند. ممکن است براي خواننده اين پرسش پيش آيد که براستي چه ضرورتي به مديريت زنان در بخشهاي گوناگون جامعه وجود دارد؟

در پاسخ به اين پرسش بايد گفت امروزه توانمندسازي زنان و مشارکت کامل آنان بر پايه برابري ، در همه زمينه ها ازجمله در فرآيند تصميم گيري و مديريت جامعه يکي از پيش نيازهاي توسعه پايدار است. در جوامعي که هنوز تعادل مطلوب و قابل قبول و مشارکت عادلانه زن و مرد در فعاليت هاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي فراهم و فرصت منصفانه بروز خلاقيت و استعداد انسان ها برقرار نشده است و فرآيند توسعه آن گونه که انتظار داشته اند، موفق نبوده است. تداوم و شتاب توسعه هنگامي رخ خواهد داد که زن و مرد دوشادوش يکديگر مسووليت توسعه را به عهده بگيرند.

از سوي ديگر کسب مشاغل مديريتي از سوي زنان علاوه بر آن که زنان را در مقابله با تبعيضاتي چون معيارهاي استخدامي نابرابر، دستمزدهاي نابرابر، فرصتهاي آموزش حرفه اي نابرابر، دسترسي نابرابر به منابع توليدي و امکانات نابرابر در ارتقاي شغلي تواناتر مي کند، سبب بالا رفتن اعتماد به نفس ، کسب يک هويت مستقل و بهبود وضعيت و رشد اجتماعي آنان مي شود که کل جامعه از آن منتفع خواهد شد.

علاوه بر اين ، رشد دختران و زنان تحصيلکرده دانشگاهي و پيشي گرفتن آنان از مردان جامعه در چند ساله اخير نمود يافته است که لزوم بحث مديريت زنان را بيش از پيش مطرح مي کند.

زنان قدرتمند

به گزارش ایونا ، کشورهاي نيوزلند، استراليا و فنلاند سابقه بيشتري در مشارکت دادن زنان در امور اجتماعي و سياسي دارند.استراليا اولين کشوري بود که در سال 1902 ، به زنان حق راي و اجازه نامزد شدن در انتخابات پارلماني را داد. زنان نيوزلندي از سال 1893 صاحب حق راي شده بودند؛ اما نمي توانستند در انتخابات نامزد شوند. در سال 1903 ، 3 زن استراليايي نامزد انتخابات پارلماني شدند که البته هيچکدام موفق نبودند.

در سال 1919 ، در فنلاند 19 زن توانستند به پارلمان ملي راه يابند.

اين 3 کشور طلايه داران اعطاي حق راي و مشارکت به زنان در جهان هستند. اکنون هم در فنلاند، تارجاهالونن ، متولد 1943 توانسته در انتخابات 15 ژانويه 2006 ، براي دومين بار پياپي ، به مقام رياست جمهوري فنلاند دست يابد. وي در سال 2000 براي اولين بار به اين سمت انتخاب شد. هالونن سالها مشاور پارلماني ، وزير بهداشت ، وزير دادگستري و وزير خارجه فنلاند بوده است.

در بنگلادش هم خالده ضيا از سال 2001 نخست وزيري را به عهده دارد.

در ايرلند شمالي ، مري مک آليس از سال 1997تاکنون رئيس جمهور است. در فيليپين نيز گلوريا آرويو، متولد 1947 در مانيل ، از سال 2001 عهده دار مقام رياست جمهوري است.

در کشور کوچک آفريقايي سائوتومه ، ماريا دو کارمو سيلويرا، 45 ساله ، نخست وزير است و در جمهوري لاتويا واقع در اروپاي شمالي هم وايک فريبرگا، 69 ساله ، از 1999 عهده دار مقام رياست جمهوري است. در موزامبيک ، باز هم در قاره سياه ، لوئيس دياس ديوگو، 48 ساله ، در سال 2004 اولين نخست وزير زن اين کشور شد و همچنان اين سمت را به عهده دارد. او سالها وزير اقتصاد موزامبيک بود و در اولين سال نخست وزيري اش ، برنامه اصلاحات اقتصادي و اجتماعي به پارلمان ارائه کرد.

رقابت زنانه در سال 2008

هيچ بعيد نيست که در سال 2008 ميلادي ، شاهد رقابتي کاملا زنانه در انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده باشيم و کاندوليزا رايس ، که به بانوي جنگ شهرت دارد، به رقابت با هيلاري کلينتون ، سناتور دموکرات نيويورک و همسر بيل کلينتون ، رئيس جمهور سابق بپردازد.

دکتر رايس 50 ساله اعلام کرده که علاقه چنداني به تصاحب کاخ سفيد ندارد؛ اما فشار حزب جمهوريخواه براي نامزد شدن او رو به افزايش است. اما در اردوگاه رقيب ، هيلاري کلينتون بسيار مصمم تر به نظر مي رسد و از حالا خود را براي رقابت هاي انتخاباتي که از سال 2007 آغاز خواهد شد، آماده کرده است.

با اين حال ، در ايالات متحده ، زنان علاقه چنداني به رقابت با مردها ندارند که شايد عمده ترين دليل آن روحيه سنتي جامعه امريکا باشد.

بسياري معتقدند که بيش از همه و حتي شايد بيش از جورج بوش ، هيلاري دموکرات از شکست جان کري در انتخابات سال گذشته رياست جمهوري امريکا خوشحال شد؛ چرا که اکنون مي تواند بخت خود را براي انتخابات سال 2008 بيازمايد. انتخاباتي که بسياري از هم اکنون معتقدند هيلاري ، با توجه به خاطره خوبي که همسرش ، بيل کلينتون در دوران رياست جمهوري خود و بويژه در عرصه اقتصادي بر جاي گذاشت ، پيروز آن است.

اما در جناح جمهوريخواهان هنوز مشخص نيست که کاندوليزا رايس ، دکتر در علوم سياسي و روابط بين الملل که حوزه تخصصي اش روسيه است ، پا به عرصه رقابت خواهد گذاشت يا نه.

اگر رايس بيايد، با توجه به مهارت او در امور سياسي ، رقابتش با هيلاري بسيار جذاب خواهد بود. رايس يا «کاندي» که در کابينه اول بوش مشاور امنيت ملي کاخ سفيد بود و در دولت دوم او اولين وزير خارجه زن رنگين پوست امريکاست ، 2 مشکل بزرگ براي شرکت در انتخابات دارد: اول آن که مجرد است و دوم اين که سياه پوست است.

دو ويژگي که چندان مطلوب جامعه سنتي امريکا نيست. بايد منتظر ماند و ديد آيا «معمار جنگ عراق» و يکي از بانفوذترين نومحافظه کاران امريکا پا به عرصه رقابت هاي رياست جمهوري ايالات متحده خواهد گذاشت يا نه. شايد در سال 2008 ، نتايج انتخابات امريکا به گونه اي رقم بخورد که براي اولين بار در اين کشور، مردم به جاي «آقاي رئيس جمهور» بگويند «خانم رئيس جمهور»!


3

صفحه اصلی

3

دسته بندی صنفی مشاغل

3

لیست شرکتهای عضو

3 اطلاعات اصناف و مشاغل عضو
3

درباره سايت

3

پرسش و پاسخ

3

تعرفه خدمات

3

تماس با ما - (مشاوره)

3 پایگاه تخصصی اصناف و مشاغل ایران 3 فروشگاه اینترنتی مشاغل ایران 3 نیازمندی های مشاغل(آگهی) 3 گالری بزرگ عکس و تصویر
3

اخبار(اقتصادی،اجتماعی،سیاسی،هنری و...)

3 نمایندگیهای رسمی در ایران 3 طراحی سایت   کلمات کلیدی سایت
3

ثبت نام و عضویت

         
Copy Rights 2008 BY RVKP All Rights Reserved
 Ravak Negar e Pars / طراحی و اجرا : راوک نگار پارس