اصلاح طلبان مي خواستند با زور در قدرت بمانند اخبار
 
صفحه اصلی  / بازگشت / (بازدیدکننده مهمان)
سياسي - دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶
اصلاح طلبان مي خواستند با زور در قدرت بمانند

ابراهيم اصغرزاده در گفتگو با فارس به بيان ديدگاه هاي خود درباره جنبش اصلاح طلبي، استراتژي هاي اصلاح طلبان و انتخابات مجلس هشتم پرداخت.

به گزارش خبرگزاري فارس، ابراهيم اصغرزاده هفته گذشته ساعاتي ميهمان خبرگزاري فارس بود و طي گفتگويي به بيان ديدگاهاي خود در خصوص موضوعات روز پرداخت.اصغرزاده يكي از دانشجوياني بود كه در جريان تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران نقش اساسي داشت،دانشجوياني كه بعدها به دانشجويان پيرو خط امام موسوم شدند، و در سالهاي پس از گروگان گيري نقش موثري در شكل دادن به نيروهاي چپ داشتند، سالها پس از "انقلاب دوم" اين جريان با پيروزي محمد خاتمي و با شعارهاي اصلاح طلبانه صحنه سياسي كشور را در دست گرفتند. در اين ميان اصغر زاده همواره يكي از چهرهاي موثر اين رويدادها بود، چه آن زمان كه در مجلس عمدتا چپ گراي سوم شوراي اسلامي به عنوان نماينده جنبش دانشجوي به يفاي نقش پرداخت و چه پس از روي كار آمدن اصلاح طلبان به عنوان عضو اولين شوراي شهر به پارلمان محلي راه يافت.اما شكاف‌هاي فكري اصغرزاده با دوستانش بسيار زود آشكار شد و از همان زمان هر كدام ديگري را به تندروي محكوم كرد،اختلافات گسترده در شوراي شهر اول كه موجب انحلال اين نهاد شد و گسست در همبستگي، حزب پرتواني كه اكنون به يك حزب كوچك و كم تاثير تبديل شده است از جمله ثمرات اين انشقاق‌ها بود.

***برخي از دوستان ما نگهبان بي‌جيره و مواجب درگاه ليبراليسم شده‌اند

**فارس: جريان اصلاح‌طلبان و خط امام در دهه 60 و اوايل 70 بيشتر از موضع چپ نقدهاي خود را بيان مي‌كرد اما اكنون بيشتر مدافع نگرش‌هاي ليبرال و راست هستند، چرا اين دگرديسي روي داد؟
اصغرزاده: رفرم و اصلاح‌طلبي براساس قاعده‌اي است كه برخي تغيير ديدگاه‌ها را مي‌پذيرد،جريان خط امام در ابتداي انقلاب به خاطر شرايط جنگي دولت‌محور بودند، البته اكنون هم دولت در حال بزرگ شدن است يعني همواره به نفع دولتها شده است و همواره با اينكه شعار آقاي هاشمي، خاتمي و احمدي‌نژاد كوچك شدن دولت است ولي همواره به دليل درآمد هنگفت نفت دولتها بزرگتر و بزرگتر ‌شده ‌اند.
ديدگاه‌هاي دوستان ما در ابتداي انقلاب حمايت از دولت ميرحسين موسوي و حمايت از روش‌هايي كه اصطلاحاً مي‌شود آن را شبه‌سوسياليستي ناميد،بود. يعني جمع‌گرايي،ترجيح دادن منافع جامعه و حتي ضديت با سياست‌هاي ليبراليسم خصوصاً ليبراليسم اقتصادي، اكنون برخي از دوستان ما نگهبان بي‌جيره و مواجب درگاه ليبراليسم شده‌اند و احساس مي‌كنند كه يك رابطه وثيقي بين ليبراليسم و دمكراسي وجود دارد در حالي كه دمكراسي يك روش و ليبراليسم يك ايدئولوژي است. شما در اداره كشور ناچاريد كه دمكراسي را ايجاد كنيد و حق مساوي داشتن همه شهروندان و گروهها در فضاي سياسي موجب فضاي دمكراسي مي‌شود اما اگر ليبراليسم را ايجاد كنيد، بخش عمده‌اي از مردم نمي‌توانند از اين دمكراسي بهره بگيرند و اين موجب مي‌شود كه آنها نسبت به دمكراسي بي‌اعتنا شوند. دور شدن برخي دوستان از شعارهاي چپ به نظر من ناشيانه بود، گرچه اعتقاد دارم كه بايد در برخي از ديدگاهها تجديدنظر صورت گيرد و مسائل جديدي وارد حوزه سياست و اقتصاد شود. من از اينكه برخي دوستان بدون توجه به مقتضيات اجتماعي و ارزشهايي كه مردم براي آن قائل هستند، مثل عدالت و برابري دست برمي‌دارند، تعجب مي‌كنم و فكر مي‌كنم كه اين همان خطاي استراتژيكي است كه مرتكب شدند.البته اعتقاد دارم كه تندرويها به مصلحت نبود يعني در ابتداي انتخابات مجلس ششم زدن آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان نماينده نيروهاي معتدل جامعه اشتباه بود و بالانس جامعه را به هم مي‌زد.

**فارس: شما آن زمان نسبت به زدن‌ هاشمي انتقاد داشتيد؟
اصغرزاده: من منتقد هاشمي در مجلس سوم بودم، به برنامه‌ پنج ساله اول انتقاد داشتم، ولي براي جايگاه شخص‌ هاشمي احترام خاصي قائل بودم و اعتقاد داشتم كه زدن ايشان به مصلحت نيروهاي اصلاح‌طلب نيست وقتي جامعه خيلي راديكال شد نيروهاي مياني در آن حذف مي‌شوند، و در حقيقت طبقه متوسط جامعه حذف مي‌شوند،در واقع در قطبي شدن جامعه اين اصلاح‌طلبان بودند كه بازي را باختند.

**فارس: نظر شما در خصوص عملكرد مجلس ششم كه به تعبيري مجلس اصلاح طلبان بود چيست؟
اصغرزاده: مجلس ششم چون دولت را از خود مي‌دانست سازوكارهاي لازم براي نظارت بر امور اجتماعي را از دست داد و اين باعث شد تا دولت ضعيف شد. دولت مجراي مهم انتقال نقدينگي است، به راحتي با نظارت بر دولت مي‌توانستند تأثير عميقي بر جابه‌جايي طبقاتي در جامعه بگذارند و اجازه ندهند كه طبقه متوسط بيش از اين تضعيف شود و پايگاه اجتماعي اصلاح‌طلبان از بين برود.

**فارس:تحليل شما درباره برخي حركتهاي مجلس ششم مثل تحصن و استعفا چيست؟
اصغرزاده: اينكه دوستان به گونه‌اي كار‌ كنند كه خيلي زود همه چيز قفل شود اشتباه است.آيا مي‌‌توان با شناختي كه از ساختارها داريم از حركات پارلماني به سوي اقدامات انقلابي رفت؟جامعه‌ رأي نداده بود تا نمايندگان به بن‌بست برسند، جامعه رأي داده بودند تا نمايندگان با تيزهوشي و زرنگي منافع جامع را درنظر بگيرند و هرچه بتوانند امتياز بگيرند و اين امتياز را براي مردم و حاكميت خرج كنند، شايد به همين دليل بسياري از نيروهاي اپوزسيون كه در خارج از ايران حضور دارند،قادر نشدند پايشان را از محدوده‌‌اي فراتر بگذارند. و از سوي جامعه حذف و يا كنار گذاشته شدند، اينها آرزوها و اميدشان اين بود كه يك روزي دوباره برگردند به قدرت و اين نظام را تغيير دهند ولي اوج آرزوهايشان شد "هخا" يا اينكه سعي مي‌كنند كاري كنند كه انتخابات در ايران زير سؤال برود و بگويند كه انتخابات مشروعيت ندارد ولي نتوانستند هيچ‌گاه پايگاه اجتماعي براي خود كسب كنند و اثربخش باشند. اما وقتي نيروهاي درون نظام با يكديگر رقابت مي‌كنند، بالاخره اين رقابت داراي يك قواعدي است كه بايد رعايت شود. صندوق رأي همانگونه كه مي‌تواند تأثيرگذار باشد بر سرنوشت مردم براي تغيير سياستها و برنامه‌ها، به همان ميزان نيز داراي ضوابطي است نمي‌توان با صندوق رأي تغييرات مبنايي را دنبال كرد،و همينطور نمي‌توان صندوق رأي را پذيرفت و به نتيجه آن تن نداد.اگر كسي مي‌خواهد صندوق رأي را دفع كند و يا دست به خشونت و حذف رقيب بزند نظام نه خصلت دمكراتيك خواهد داشت و نه امكان سياست‌ورزي،هميشه گفته‌اند كه صندوق‌ رأي تابوت خشونت و مرگ افراط‌گرايي است چون با صندوق رأي است كه يك رقابت سالم و دمكراتيك ايجاد مي‌شود. اين رقابت هرچه سالم‌تر باشد كساني كه پاي صندوق‌هاي رأي مي‌روند رأي خود را مؤثرتر مي‌دانند.

***خاتمي ناتوان از راهبري اصلاحات است

**فارس: امروزه در خصوص پرچمداري اصلاحات سخنان بسياري شنيده مي‌شود، شما معتقديد كه پرچمدار اصلاحات كيست؟
اصغرزاده: اصلاحات يك جريان چند وجهي و چند سري است و فاقد آن مكانيزيم و سلسه مراتب جناح محافظه كار است در جناح راست هرم قدرت ساري و جاري است. اما در جريان اصلاحات قدرتها مستقل از هم وجود دارند و هر كدام در يك دوره‌اي نقششان بيشتر مي‌شود.آقاي خاتمي در يك دوره‌اي رئيس جمهور و محبوب مردم بوند بنابراين نقش بزرگ اصلاحات و ليدري اصلاحات را داشتند، آقاي كروبي نيز همان زمان كه رئيس مجلس بود با شيخوخيت خود نقش مؤثري در اصلاحات داشت.آقاي خاتمي اكنون به اين علت كه دوستاني كه در ستاد ائتلاف جمع شده‌اند و زور زيادي ندارند- از ليستشان هم مشخص است -ناتوان از راهبري اصلاحات است و ما در آستانه اين هستيم كه اگر تيم كروبي قوي عمل كنند و بتوانند در انتخابات نقش مؤثري داشته باشند، تكليف ليدري اصلاحات توسط اين انتخابات را مشخص مي‌كند.اين انتخابات تكليف چند مسئله را روشن خواهد كرد، يكي تكليف آقاي احمدي‌نژاد را كه ادعا دارد محبوبيتش افزايش پيدا كرده و مردم به افراد منتسب به وي رأي خواهند داد و مجلس شبه‌دولت تشكيل خواهد شد. بنابراين اين انتخابات به مثابه يك رفراندوم است كه آيا اين حرف احمدي‌نژاد درست است يا غلط و اگر نزديكان وي رأي نياوردند، بايد بپذيرد كه در سياستهايش اشتباه كرده است.
در مورد خاتمي و كروبي، اين صندوق رأي بيش از اندازه براي تعيين تكليف اينكه كدام استراتژي مي‌تواند استراتژي مقدم جبهه اصلاحات باشد و اينكه كدام يك مي‌توانند ليدر جريان اصلاحات باشند را روشن خواهد كرد. بنابراين فراكسيوني كه از سوي اصلاح‌طلبان در مجلس شكل بگيرد نسبت به اينكه بيشتر به آقاي خاتمي يا كروبي نزديك باشند نقش مهمي خواهد داشت.آقاي هاشمي بازي ظريفتري دارد چون هاشمي يارگيري خود را براي پس از انتخابات گذشته است.

***نگاه از بالا به پايين و دگماتيسم آفت جان اصلاح‌طلبي است

**فارس: چر ا برخي از دوستان اصلاح‌طلب شما از كانديداتوري شما به هراس افتادند؟
اصغرزاده: من نيز تعجب مي‌كنم، چون آنها نقش مرا در جبهه اصلاحات و در به قدرت رسيدن خاتمي در سال 76 مي‌دانند، به نظر من اين كم‌صبري و كم‌حوصلگي اصلاح‌طلبان خيلي آزار دهنده است، به نظر مي‌رسد اصلاح‌طلبان خود بايد داراي خصلت‌هاي اصلاح‌طلبانه باشند، نقدپذير باشند، با منتقدين برخورد صحيح داشته باشند و اجازه تكثرگرايي در درون جبهه اصلاحات بدهند، اين عجيب است كه برخي در كلام اصلاح‌طلب و دمكرات‌ هستند ولي در عمل يادآور نظام‌هاي حزبي الگارشي و فوق‌العاده آهنين هستند كه اگر فردي ديسيپلين آن‌ها را نداشته باشد طرد مي‌شود،اين نگاه از بالا به پايين و دگماتيسم آفت جان اصلاح‌طلبي است. اصلاح‌طلبان بايد هميشه خوشنود باشند از اينكه مقيد به اخلاقي بودند كه در چارچوب پارلمانتاريسم و تكثرگرايي معنا پيدا مي‌كرده است، اينكه آنها فكر مي‌كنند هرچه مي‌گويند بقيه بايد بپذيرند اشتباه است و اين تفكر قديمي است. بخشي از فروپاشي شوروي و حزب كمونيست ناشي از نگاه‌هاي دگمي بود كه خود سران حزب داشتند و وقتي باد اصلاحات به آنها خورد مثل برف آب شدند. در حالي كه اكنون در كشوري مثل هند با كشتن و ترور ده‌ها تن به نظام و آن ساختار كشور آسيبي نمي‌رسد.

**فارس:شما با اشغال سفارت آمريكا وارد صحنه سياسي شديد آيا فكر مي‌كنيد هنوز به آن راه ادامه مي‌دهيد؟
اصغرزاده: آن حركت، ادامه طبيعي انقلاب بود و يك نوع دفاع بود از فشارهايي كه از بيرون به انقلاب تحميل مي‌شد مداخله آمريكا در ايران بعدها هم از سوي آلبرايت اعلام شد و اين مبين نگراني‌هاي دانشجويان بود. در حقيقت تسخير سفارت يك واكنش بود اما اين واكنش مخصوص به زمان و شرايط خاص آن روزهاست،بعدها كه دوران تثبيت را گذارنديم، نمي‌توان چنين روشي را توجيه كرد ما به جايي رسيديم كه بايد با دنيا گفت‌وگو كنيم حتي در مقابل ايده جنگ تمدن‌‌هاي آمريكا كه اساساً دولت آمريكا هنوز مرزهاي خود را به دنياي اسلام و ايران خونين مي‌داند و اعلام مي‌كند كه ما در شرايط جنگ صليبي به‌سر مي‌بريم.
واقعيت اين است كه ما چنين چيزي را نمي‌پذيريم و هميشه خصلت ايراني‌ها اين است كه باب گفت‌وگو را با تمدن‌ها و ملت‌هاي ديگر باز كرده‌ايم تخت جمشيد و دروازه ملل نشان از همين مسئله است. و تصاوير آن نشان مي‌دهد كه ايرانيان با اقوام ديگر به يك چشم و احترام‌آميز نگاه مي‌كنند. در تمدن اسلامي نيز همواره به دنياي غرب دانش داده است، حتي اسلام گرچه با مجلس و پارلمان آشنا نبود اما كشورهاي اسلامي به علت ظرفيت‌هاي خود مجلس را پذيرفتند. وقتي اينگونه به مسئله نگاه كنيم متوجه مي‌شويم كه اين مرزهاي خونين تنها ادعاست. اگر با دقت نگاه كنيم هيچ فرقي بين بن‌لادن و بوش وجود ندارد. ايراد من به احمدي‌نژاد در سياست خارجي اين است كه احمدي‌نژاد بايد با صراحت نسبت به بن‌لادن و القاعده موضع‌گيري كند و نشان دهد كه دنياي اسلام با رفتار خشن بن‌لادن و تيم‌هاي آنان كه خود را مسئول به آتش‌كشاندن دنيا مي دانند، متفاوت است. فرق است بين حزب‌الله لبنان و بن‌لادن، بين يك نيروي مقاومت كه از سرزمين خود دفاع مي‌كند و گروهي كه مي‌خواهد همه دنيا را نابود كند، اين فرق‌گذاري بايد توسط سياست خارجي ايران صورت گيرد تا دنيا نسبت به تمدن اسلامي نگاه واقع‌بينانه‌تري داشته باشد.

*فارس:زمينه ها و دلايل اختلاف شما با برخي افراد اصلاح طلب
ابراهيم اصغر زاده: اختلاف نظر من با دوستان حزب مشاركت در آغاز جنبش اصلاحات بر كسي پوشيده نيست بخشي از اين اختلاف نظرها به روش‌ها و تاكتيك‌هايي بر مي‌گشت كه در عمل با يكديگر داشتيم و بخشي از آن نيز به استراتژي هاي انتخاب شده بر مي‌گشت كه به نظر من يك نوع اغتشاش در زمينه استراتژي هاي اتخاذ شده وجود داشت.
من اعتقاد داشتم كه نبايد پل‌هاي پشت سرمان را خراب كنيم و با نيروهاي داخل انقلاب كه با ما از ابتدا در تحولات سياسي اجماعي كشور مشاركت داشتند،تقابلي ايجاد و آنها را با نيروهاي ديگري جايگزين كنيم.اين البته به اين مفهوم نيست كه حتما با جناح محافظ كار سازش مي كرديم، ولي ما بايد به جاي اينكه جناح محافظه كار را يكدست و يك پارچه مي ديديم، آنها را نيروهاي مختلفي مي‌ديديم، واقعيت آن است كه جناح محافظ كار در ايران نيروي يك دست نيست و در آن نيروهاي مختلفي حضور دارد،نيروهاي عقل گرا و نيروهايي كه اهل گفت و گو و برنامه ريزي هستند، البته برخي گروه‌هاي تندرو كه اعتقادي به گفت و گو ندارند و معتقد به اقدام و معتقد به حذف رقيب از صحنه سياسي هستند،نيز در اين جناح است، يعني تفكري كه شايسته هيچ كدام از گروه‌هاي چپ و راست نيست. من فكر مي‌كردم اگر با بخشي از نيروي راست وارد گفت و گو و تعامل بشويم،مي توانيم شكاف بين گروه‌هاي معتدل و تندروي جناح است را تقويت كنيم.

**فارس: شما در آن روزها نيز اين نظريات خود را با دوستان خود در ميان مي‌گذاشتيد؟
اصغرزاده: ما بر روي اين مسائل و ديدگاه‌ها خيلي بحث مي‌كرديم هم در جلسات جبهه اصلاحات و هم بحث‌هايي كه به صورت علني مثل سخنراني در شوراي شهر و مطبوعات داشتم،طرح مي‌كردم. ديدگاه‌هاي من قابل توجه بود،فكر مي‌كردم با اين طريق مي‌توانيم فضاي بهتري براي پيشبرد اصلاحات فراهم كنيم به خصوص معتقد بودم كه دولت اصلاحات بايد قادر باشد به طريقي عمل كند كه قادر باشد نظر گروه‌هاي پائين دستي و تهي دست جامعه را نيز با خود همراه كند و نبايد برنامه‌هاي اصلاح طلبان موجب بيگانه شدن توده‌هاي مردم نسبت به كل برنامه اصلاحات شود و به همين دليل استراتژي‌هايي كه اتخاذ مي‌شد را در جبهه اصلاحات مورد نقد قرار مي‌دادم. اما جالب اين است كه خود اين نقد كه بايد از سوي دوستان قديم من پذيرفته مي‌شد،يك نقطه ضعف عنوان مي‌شد، آنها حاضر نبودند اين نقد را بر تابند تا جايي كه الان هم مي‌بينيم وقتي ليست انتخاباتي براي مجلس هشتم مي‌بندند حاضر هستند كه افراد ناشناس را در ليست بگذارند اما حاضر نمي‌شوند كه نام من را در ليست خود بگذارند.
جالب آنكه وجود من در انتخابات مظهر يك نوع دموكراسي است، من يك نيروي منتقد دولت احمدي نژاد بودم و انتظار داشتم وقتي صلاحيت من تاييد شد دوستان رويه قبلي خود را تصحيح مي‌كردند و ثابت مي‌كردند كه در عمل هم دموكرات هستند و به منتقد خانگي خود احترام مي‌گذارند اما به نظر مي‌رسد كه كم صبري و بي‌حوصلگي دامن دوستان قديم من را نيز گرفته است.

***رفتن به سوي شعارهاي پوپوليستي از مهمترين اشتباهات اصلاح‌طلبان بود

**فارس: گفتيد كه نقدهاي شما را بر نمي‌تابيدند و قائل به گفت و گو با بخشي از نيروهاي رقيب نمي‌شدند، يعني آنها قائل به مواجهه و تقابل بودند؟
اصغرزاده:ببينيد فضاي سياسي كشور را به راحتي مي‌توان به انسداد كشاند، نه فقط فضاي سياسي كشور ما بلكه در هر كشوري نيروهاي سياسي با انتخاب يكسري استراتژي مي‌توانند فضاي سياسي را دچار انسداد كنند. من حرفم اين بود كه فضاي ايران را نبايد به سمت انسداد سياسي ببريم و بايد تلاش كنيم كه با سياست ورزي، تعامل و چانه زني موقعيت‌هاي جديدي براي نيروهاي اصلاح طلب فراهم كنيم تا هم جريان اصلاح طلبي تداوم پيدا كند و هم اينكه از قالب يك پروژه به پروسه تبديل شود.مهمترين نكته‌اي كه دوستان من از آن غفلت كردند اين بود كه حركتهاي اصلاح طلبانه بايد داراي پايگاه اجتماعي باشند و اگر اصلاحات از سوي توده‌هاي مردم درك نشود، شعارهاي اصلاح طلبانه در فضاهاي محدود و خاص نمي‌تواند جلو برود. در مورد بخشي از اختلاف من و دوستانم صحبت‌هاي زيادي داشتم ، آنها نيز با نظريات من آشنا هستند. يكي از چيزهايي كه همواره به دوستانم گوشزد كردم و اساسا يك سنت جهاني است اين است كه نيروهاي منتقد و چپ برنامه محور هستند بر خلاف جريان راست كه شخصيت محور هستند و بنابراين دفاع مي‌كردم كه جريان چپ و خط امام علاوه بر اينكه داراي برنامه هست اين برنامه بايد امتداد سابقه و تاريخش باشد يعني بايد شعارهاي قديمي خود را به راحتي از كف ندهند و شرايط را براي رقيب فراهم نكنند، اگر نيروهاي اصلاح طلب وفادار به شعارهاي قديم خود مثل دفاع از عدالت اجتماعي، برابري خواهي و دفاع از خط امام مي ماندند و دفاع مي‌كردند شايد اين بيگانگي كه توده مردم نسبت به شعارهاي اصلاح طلبانه در يك مقطع زماني پيدا كردند به وجود نمي‌آمد و اصلاح طلبان هنوز هم داراي پايگاه اجتماع خود بودند. اما رفتن به سوي شعارهاي پوپوليستي و رفتن به سمت برخي اهداف كه قابل تاويل بود از مهمترين اشتباهات آنان بود، البته بسياري از دوستان اصلاح طلب من انسانهاي خوش طينتي هستند و دوست دارند به كشور و جامعه خود خدمت رساني كنند. اما بعضي وقتها در نوع گفتار و رفتارها به گونه‌اي عمل مي‌كنند كه رقيب سوء استفاده مي‌كرد، براي همين اصلاح طلبان از اول بايد متوجه بودند كه با رقيب بسيار قدرتمندي مواجه هستند و اين رقيب مي‌تواند افكار عمومي را بر عليه آنها تحريك و يا بسيج كند.
اصلاح طلبان يك زماني توسط نيروهاي خشونت طلب كه به ميدان آمدند، سرگرم شدند و اصلاح طلبان نيز وادار به خلق استراتژي‌هاي و شعارهاي راديكال شدند اين تله‌اي بود كه برايشان گذاشته بودند تا بگويند اصلاح طلبان يك مقاصد پنهاني سياسي دارند و مي‌خواهند از نظام عبور كنند، قانون انساني را تغيير دهند در حالي كه اصلاح طلبان از صندوق راي بيرون آمده بودند.همچنين فكر مي كنم اصلاح طلبان مي‌خواستندبا زور در قدرت باقي بمانند يا حتي به روشهايي متوسل شوند كه با آن قرار داد اوليه منافات دارد، بنابراين آنچه كه براي اصلاح طلبان مهم بود اين بود كه به مردم ثابت كنند كه رفتارشان حتي در مقاطع بسيار سخت، رفتار آنها راديكال نمي‌شود و رفتار آنها اصلاح طلب مي‌ماند،اين نقطه ضعف باعث شد كه جريان راست در افكار عمومي عليه جناح اصلاح طلب تبليغ كند كه اينها مي‌خواهد از قانون اساسي و چارچوب‌هاي نظام خارج شوند و يك اهداف پنهاني دارندكه مي‌خواهد جمهوري اسلامي را از دين خارج كنند،دين را از سياست متمايز كنند و بيشتر به سمت اپوزيسيون گرايش دارند.
به نظر مي‌رسد كه بخشي از اشتباهات تندروها در دو جناح به ضرر هر دو گروه شد، اما اصلاح طلبان بايد متوجه اين مي‌شدند كه در تله‌‌اي نمي‌افتادند كه به صورت برنامه ريزي شده براي آنها فراهم شده بود. همين اتفاقي كه اكنون هم در حال رخ دادن است و به جاي اينكه اصلاح طلبان متحد وارد انتخابات شوند و از تمامي ظرفيت‌هاي خود استفاده كنند تا بخشي از قدرت را داشته باشند، ولو اينكه اجازه نمي‌دهند بخش اكثريت قدرت در دستشان باشد ولي بازي و قواعد اصلاح طلبي حكم مي‌كند كه بايد در انتخابات حضور يابند. مثلا شايد در يك حوزه كانديداهاي مورد دلخواه منطقه وجود نداشته باشد، اما دنيا به آخر نرسيده، مي‌توان به گونه‌اي عمل كرد كه هر فرد ايراني و گروه اجتماعي داراي استراتژي راي باشد و تاكتيكي و ترجيحي راي دهد. ولي متاسفانه اين تبليغ براي اينكه هر كه با ما نيست بر ماست، باعث شد تا دوستان اصلاح طلب شعاع مدار خود را كوتاه كنند و بخشي از نيروهاي اصلاح طلب را از خود دور كنند، در حالي كه بهترين استراتژي براي اصلاح طلبان اين بود كه هر كسي دشمن ماست بر ماست،تا استراتژي طرد دوستان قديم و منتقدين خانگي.

**فارس: از شما به عنوان فردي نام برده مي‌شود كه در راديكال كردن جنبش دانشجويي در سالهاي ابتدايي دوم خرداد نقش داشتيد.
اصغر زاده:اگر از جنبش دانشجويي براساس مقتضيات زماني و ظرف مكاني دانشگاه استفاده نشود نه جنبش دانشجويي آن شعارها را جذب مي‌كند و نه تن به حركتهاي سياسي مي‌دهد براي همين خلق فضايي كه جنبش دانشجويي، در آن تنفس كند و ادامه حيات دهد فوق العاده حساس است. جنبش دانشجويي بايد منطق خاص حركت خود را كشف كند، اگر در استفاده از اين منطق راديكال عمل كند، توسط جامعه پس زده مي‌شود، يا اگر جنبش دانشجويي بار زيادي بر دوش بگيرد به جنبش دانشجويي آسيب مي‌رسد.
من هميشه صحبتم با دوستانم در دانشگاه اين بود كه بايد واقع بينانه عمل كنند،اين واقع بيني به معناي اين نيست كه محافظ كار شوند، بلكه جنبش دانشجويي بايد به گونه‌اي عمل كند كه فضاي فعاليت خود را ايجاد كند و تاثير گذار باشد. در مجلس دوم، جنبش دانشجويي به عنوان تنها رقيب جامعه روحانيت مبارزه وارد صحنه انتخابات شد و در مجلس قادر شد نماينده به مجلس بفرستد از جمله من. مباحثي كه آنجا مطرح مي‌شد هرگز ساختار شكنانه نبود ولي به انداز كافي داراي پتانسيل سياسي و قدرت بود و تاثير گذار بود مثل بحث جمهوريت نظام و تكيه بر پايه‌‌هاي دمكراتيك قانون اساسي.

**فارس: سؤال من اين بود كه آيا سخنراني‌هاي شما در جمع دانشجويان باعث راديكال شدن اين جنبش نشد؟
اصغرزاده: نه،من حتي فكر مي‌كنم كه شعار عبور از خاتمي من با ديگراني كه اين شعار را مطرح كردند متفاوت بود، عبور از خاتمي مطرح شده توسط من بيشتر ايرادهايي بود كه به دولت اصلاحات داشتند و بي‌توجهي برنامه‌هاي اصلاح طلبان نسبت به حقوق مردم و به خصوص حقوق مردم پائين دست جامعه بود.

**فارس: مي‌توانيد در اين خصوص مثالي بزنيد؟
اصغرزاده: بهترين مثالهاي آن در شوراي شهر تهران و مباحث من و دوستانم در شوراي شهر براي مديريت شهر و توجه به منافع اهالي شهر به جاي تكيه كردن به قشري كه داراي توان بالا بودند، من از اينكه بايد فرصتهاي شهري را در اختيار اكثريت مردم قرار دهيم دفاع مي‌كردم و اين پايه يكسري بحث‌ها شد. از جله اقدامات من تدوين يكسري اصول و مقررات به عنوان منشور شهر تهران بود كه هدف از آن بيرون كشاندن تهران از بي قاعدگي، بساز و بفروشي و به هم ريخته به سوي يك شهر برنامه ريزي شده بود. موتور اصلي آن منشور توجه به اقتصاد شهر بود كه به صورت بي در و پيكر توسط گروه‌هاي خاصي از جامعه غارت مي‌شد و جلوي آنها گرفته مي‌شد، متاسفانه اين طرح توسط دوستان اصلاح طلبان من در دولت اصلاحات و مجلس ششم بي‌توجهي شد، آنها معتقد بودند كه شوراي شهر نبايد پاي خود را از گليم فراتر بگذارد و نبايد وارد مسائل زيربنايي و تاثير گذاري عميق شود، در حالي كه صحبت من اين بود كه فقط اين پارلمان نيست كه محل فعاليت اصلاح طلبانه است. بلكه نهادهاي مدني و به خصوص دمكراتيك مثل شوراي شهر نيز مي‌تواند تصميم گيري‌هايشان اثر گذار باشد و بايد هم اثر گذار باشد.

**فارس: بالاخره به سوالم در خصوص نقش سخنراني‌هاي شما در راديكال كردن جنبش دانشجويي پاسخي نداديد؟
اصغرزاده: براي شادابي جنبش دانشجويي و تحرك آنها معتقد بودم كه هم بايد ظرفيت داخلي جنبش دانشجويي مورد توجه قرار گيرد و هم ظرفيت‌هاي نظام براي پذيرش تحركات جنبش دانشجويي افزايش پيدا كند. موردي كه شايد در جنبش اصلاحات مورد بي توجهي قرار گرفت هم در مورد دانشجويان و هم در مورد مطبوعات و روزنامه نگاران و بيش از اينكه براساس منطق دروني آنها باشد از آنان انتظار بيش از اندازه در جنبش اصلاحات داشت و اين موضوع آنها را راديكال مي‌كرد در صورتي كه فعاليتهاي صنفي و اجتماعي مي‌توانست كه فوق العاده ثبات به جنبش دانشجويي ببخشد و ضمن اينكه پتانسيل‌ سياسي آنها را نگه مي‌داشت آنها را وارد حوزه‌هاي اجتماعي و مدني كند، طرح‌هاي زيادي براي چگونگي تداوم جنبش دانشجويي داشتم كه مورد بي توجهي قرار گرفت.

**فارس: گفتيد كه شعار عبور از خاتمي را شما براي اولين بار مطرح كرديد؟
اصغر زاده: نه، آن زمان عبور از خاتمي از سوي افراد مختلف طرح مي‌شد اما خاستگاه‌هاي آن متفاوت بود، برخي ‌ها عبور از خاتمي را به قصد عبور از قانون اساسي و برگزاري رفراندوم طرح مي‌كردند.

**فارس: اين عده چه كساني بودند؟
اصغرزاده: اين مسئله از سوي افراد تندرو عنوان مي‌شد، هر كدام از اين شعارهاي نيز برخاسته از يكسري استراتژي بود. ايرادي كه به تحصن نمايندگان بود اين است كه تا زماني كه تحصن آنان براي حوزه نمايندگي خود باشد، مثل آبستراكسيون يا استعفا دادن نمايندگان جزء خصلت‌هاي نمايندگي است اما زماني كه سازماندهي شود تا تعداد زيادي از نمايندگان استعفا دهند و يك قوه را از كار بيندازند، اين مي‌تواند استراتژي غلط باشد. انتخاب استراتژي هاي متعدد، ضعف دوستان اصلاح طلب را نشان مي‌داد و اينكه مي‌خواستند حكومت را چند پاره كنند و اين بر خلاف آن قرار داد اوليه بود، مي‌خواستند قواعد بازي را عوض ‌كنند. براي همين رقيب محافظه كار از اين مسئله استفاده زيادي كرد و بخش زيادي از مؤمنين جامعه و وفادار به انقلاب اسلامي احساس كردند كه پشت استراتژي‌هاي اصلاح طلبان چيزي ديگر نهفته است. تمام سخنراني‌هاي من به گونه‌اي بود كه علاوه بر اينكه پتانسيل‌ سياسي دانشجويان را حفظ مي‌كردم ولي هيچگاه توصيه نمي‌كردم كه از چارچوب هاي پذيرفته شده قانون اساسي عدول كنند.

**فارس: آيا به نظر شما مي‌توان گروهي هم در حاكميت باشند و هم نقش اپوزسيون را ايفا كنند؟
اصغرزاده: نكته مهمي است، اساسا چون در نظام انتخاباتي ما برنده بازي تمام عيار مي‌برد و بر عكس. از لحاظه‌اي كه يك دولت به قدرت مي‌رسدكساني كه بازنده تمام عيار هستند، نقش منتقد را بازي مي‌كنند براي اينكه دوباره با همان ساختار‌ها بتوانند بر سركار آيند. اگر تعريف ما از اپوزسيون، اپوزسيون قانوني باشد، يعني چارچوبهاي انتقادي براي بازگشت دوباره به قدرت قاعده صندوق راي هم همين است. صندوق راي براي انقلاب و دگرگوني مبنايي نيست.

**فارس: ولي قبول داريد عده‌اي از اين طريق مي‌خواستند به اهداف انقلابي برسند؟
اصغرزاده: بله، وقتي مي‌گويم بخشي مي‌خواستند از چارچوب‌ها عبور كنند در همين خصوص است. اين مورد شك خود دوستان اصلاح طلب و مردم نيز قرار گرفت. در مجلس ششم پرونده مثبتي در بحث قانونگذاري وجود دارد، خصوصا در حيطه اقتصادي كه قابل توجه هستند و به تصويب شوراي نگهبان هم رسيد مجلس ششم در كار قانونگذاري فوق العاده قوي بود و نبايد دچار بازي‌هاي فرعي مي‌شد هوشياري دوستان اصلاح طلب بايد متوجه اين بود كه نبايد درگير حوزه‌هايي مي‌شدند كه در اختيار قوه مقننه نيست. بيشترين حوزه كاري مجلس نظارت بر دولت است. اشتباهي كه در مجلس هفتم رخ داد و بايد دولت را با در آمد كلان نفتي كنترل مي‌كرد، اما مجلس هفتم نشان داد كه كاملا در برابر دولت منفعل است. آنجايي هم كه تاثير گذار است دولت مي‌آيد و مسئوليت را به گردن مجلس مي‌اندزد،‌مثل تصويب بودجه اخير، دولت بايد بپذيرد كه مجلس فرا دست آن است. منزلت مجلس نسبت به دولت، يك منزلت فرا قوه‌اي است.

***كروبي يكي از جدي‌ترين كانديداهاي رياست جمهوري آينده است

**فارس:پيش‌بيني شما از كانديداهاي رياست جمهوري آينده چيست؟ فكر مي‌كنيد چه كساني در اين رقابت حضور يابند؟
اصغرزاده: من مي‌دانم كه احمدي‌نژاد براي رياست جمهوري آينده نقش متزلزلي دارد و اگر تيم ايشان در انتخابات مجلس شكست بخورد، در انتخابات رياست جمهوري مشكل پيدا خواهد كرد.صندوق‌هاي رأي مجلس هشتم هم اميدواركننده است هم نااميد كننده، عده‌اي را مأيوس به ادامه راه مي‌كند،و عده‌ ديگري را اميدوار به حركت جدي مي‌كند.

**فارس: به عنوان آخرين سوال بفرماييد جقدر احتمال مي‌دهيد كه كروبي كانديداي رياست جمهوري شود؟
اصغرزاده: كروبي يكي از جدي‌ترين كانديداهاي رياست جمهوري آينده است. خاتمي مردد است. قاليباف و لاريجاني داراي ظرفيت‌هاي زيادي هستند، لاريجاني به خاطر رفت‌و‌آمدهاي بين‌المللي نشان داد كه چهره‌اي است كه مسائل بين‌المللي را خوب درك مي‌كند و داراي پتانسيل‌هاي زيادي است. اما صحنه سياسي ايران به همان اندازه كه قابل پيش‌بيني نيست، به همان ميزان نيز قدرت تحرك سياسي در آن فوق‌العاده بالاست، يعني احتمال دارد در كوتاه‌ترين زمان يك فرد با چراغ خاموش وارد عرصه سياسي ‌شود و در كوتاه‌ترين زمان به رياست جمهوري برسد و افراد پرتوان باز بمانند. احتمال اينكه در انتخابات آتي رياست جمهوري با چهره‌هاي جديد مواجه شويم زياد است.
به نظرم كسي كه شانسش در حال پايين آمدن است احمدي‌نژاد است، در خصوص مسئله‌اي كه در اقتصاد پيش آمد، تورم مضاعف براي طبقات پايين بسيار سرسام‌آور است. خصوصاً در زمينه‌هاي مسكن، خوراك و بهداشت. احمدي‌نژاد شعارش در زمينه اقتصاد و مبارزه با فقر بود، نيت احمدي‌نژاد خير است اما چون نمي‌تواند اين گسل بين‌ لايه‌هاي بالا و پايين را پَُر كند شانس رياست جمهوريش پايين مي‌آيد.اكنون تورم بالاي 20 درصد است در حالي كه قبلاً 12 درصد بود و بخشي از اين تورم نه توطئه آمريكاست نه مشكلات طبيعي مثل خشكسالي و... بلكه به خاطر نقش دولت است.
تشكر مي‌كنيم از شما به خاطر وقتي كه براي اين مصاحبه به ما اختصاص داديد.




3

صفحه اصلی

3

دسته بندی صنفی مشاغل

3

لیست شرکتهای عضو

3 اطلاعات اصناف و مشاغل عضو
3

درباره سايت

3

پرسش و پاسخ

3

تعرفه خدمات

3

تماس با ما - (مشاوره)

3 پایگاه تخصصی اصناف و مشاغل ایران 3 فروشگاه اینترنتی مشاغل ایران 3 نیازمندی های مشاغل(آگهی) 3 گالری بزرگ عکس و تصویر
3

ثبت نام و عضویت

3 نمایندگیهای رسمی در ایران 3 طراحی سایت   کلمات کلیدی سایت
Copy Rights 2008 BY RVKP All Rights Reserved
 Ravak Negar e Pars / طراحی و اجرا : راوک نگار پارس