|
كيهان اين كلاه مناسب سر خودتان است !(يادداشت روز)
اوايل ارديبهشت ماه سال جاري «اولي هاينونن» معاون محمد البرادعي براي انجام مذاكراتي به ايران آمده بود. سخنگوي آژانس يك روز قبل از سفر هاينونن اعلام كرد ماموريت وي بحث با طرف هاي ايراني درباره اسنادي است كه آمريكايي ها از لپ تاپ يك مسئول سابق ايراني به دست آورده اند و اين اسناد از تلاش ايران براي توليد سلاح هسته اي و يا مطالعه و كاوش درباره توليد آن حكايت مي كند! در آن هنگام، نگارنده طي يادداشتي به ترفند آمريكايي ها در اجلاس مارس 2008 شوراي حكام اشاره كرده و از مأموريت هاينونن كه اجراي بخش دوم آن ترفند بود با عنوان «كلاه گشاد اسرائيلي» ياد كرد. در يادداشت آن روز كيهان- 87.2.2- از مسئولان محترم هسته اي كشورمان خواسته شده بود كه؛ «اولا؛ موضوع اعلام شده براي مذاكره يعني بحث درباره اسناد جعلي مورد ادعاي آمريكا را نپذيرند و ثانياً؛ براي ادامه مذاكرات در روال و بستر فني و حقوقي از آژانس بين المللي بخواهند نماينده ديگري غير از آقاي هاينونن را به ايران اعزام دارد.» البته پيشنهاد كيهان -مثل بسياري از موارد ديگر- پذيرفته نشد و چند روز بعد آقاي هاينونن به آقاي دكتر سلطانيه نماينده محترم كشورمان در آژانس بين المللي انرژي اتمي گفته بود؛ به فلاني بگوئيد كه من خيلي هم بدنيستم، نامه آژانس به بوش در اعتراض به بمباران تاسيسات هسته اي سوريه توسط اسرائيل را من -يعني هاينونن- نوشته بودم به كيهان بگوئيد نگران نباشد! روز دو شنبه اين هفته وقتي گزارش آژانس كه توسط آقاي «هاينونن» براي ارائه به اجلاس شوراي حكام تهيه شده بود، منتشر شد، ترديدي باقي نماند كه معاون آقاي البرادعي همان اهداف پيش گفته را كه در يادداشت روز كيهان 87.2.2 به آن اشاره شده بود دنبال كرده است. توضيح آن كه در اجلاس مارس 2008- اسفندماه 1386- شوراي حكام آژانس در حالي كه آخرين گزارش البرادعي از حل و فصل مسائل فيمابين ايران و آژانس حكايت مي كرد و از سوي ديگر 16 نهاد اطلاعاتي و امنيتي آمريكا بر صلح آميز بودن فعاليت هسته اي كشورمان تاكيد كرده بودند، و از اين روي صدور قطعنامه جديد شوراي امنيت سازمان ملل-1803- مبناي حقوقي و فني نداشت، به ناگاه آقاي هاينونن، اعضاي شوراي حكام را به يك جلسه فوق العاده فراخواند و در آن فيلمي را كه آمريكايي ها مدعي بودند از لپ تاپ شخصي يك مسئول هسته اي ايران به دست آورده اند، براي حاضران به نمايش گذاشت. اعتراض برخي از كشورهاي عضو شوراي حكام مبني بر غيرمستند و جعلي بودن اين فيلم، مورد توجه اعضاي اصلي قرار نگرفت و نهايتاً شوراي امنيت سازمان ملل به بهانه اين كه فيلم ياد شده از تلاش ايران براي دستيابي به سلاح هسته اي حكايت مي كند! گزارش هاي البرادعي و 16 نهاد اطلاعاتي و امنيتي آمريكا را ناديده گرفته و قطعنامه 1803 را عليه ايران صادر كردند. فيلم ياد شده- كه آمريكايي ها مدعي بودند از لپ تاپ يك مسئول ايراني به دست آورده اند- مجموعه اي از چند نقاشي متحرك- انيميشن- و تعدادي اسلايد- POWER POINT- بود و در آن روي سه موضوع تكيه شده بود. چند آزمايش انفجاري EXPLOSION TEST كه به صورت انيميشن تهيه شده بود.و تعدادي اسلايد درباره پروژه نمك سبز كه هيچ نشانه اي از تاسيسات هسته اي ايران در آن ديده نمي شد و چند اسلايد ديگر كه بخشي از عمليات نصب كلاهك جنگي روي يك موشك را نشان مي داد و در اين اسلايدها نيز كمترين اثر و نشانه اي كه حاكي از وقوع ماجرا در ايران باشد به چشم نمي خورد. اين نقاشي هاي متحرك و اسلايدها در همان هنگام از سوي صاحبنظران و حقوقدانان و مخصوصاً كارشناسان برجسته اسناد، عنوان جعلي گرفت تا آنجا كه گارت پورتر GARETH PORTER رئيس سابق سازمان سيا و يكي از تحليل گران بلندآوازه امنيت ملي و كارشناس ارشد سندشناسي و از متخصصان برجسته و مورد اعتماد سازمان-ملل متحد اعلام كرد تهيه چند انيميشن و اسلايد و كنار هم گذاشتن آن نه تنها در هيچيك از مراجع رسمي و كارشناسي به عنوان «سند» پذيرفته نمي شود، بلكه يك دانشجوي آشنا با ابتدايي ترين كاربردهاي كامپيوتر نيز به آساني مي تواند چنين فيلمي تهيه كند. اما علي رغم تمامي اين دلايل آشكار و بديهي كه از جعلي بودن به اصطلاح اسناد ياد شده حكايت مي كرد، آژانس بين المللي انرژي اتمي با فشار و اعمال نفوذ آمريكا و اروپايي ها اين فيلم و اسلايدها را به عنوان سند! پذيرفته و قابل پي گيري و ارزيابي دانست. مسئولان ايراني براي پاسخ به پرسش هاي آژانس نسخه اصلي و يا حداقل، يك كپي از اسناد ياد شده را مطالبه كردند ولي آقاي هاينونن اعلام مي كند كه آمريكايي ها اجازه ارائه اين اسناد را نداده اند و شما مي توانيد متن آن را از روي لپ تاپ ملاحظه كنيد! اين در حالي بود كه آژانس براساس مداليته مورد توافق طرفين موظف بود نسخه اصلي اسناد ياد شده را براي بررسي و ارائه پاسخ به آژانس در اختيار مسئولان ايراني قرار دهد. علي رغم اين كارشكني ها- بخوانيد زورگويي ها- جمهوري اسلامي ايران پاسخي در 117 صفحه و سپس در دهها صفحه ديگر و مجموعاً نزديك به 200 صفحه به آژانس ارائه كرد. توضيح آن كه ايران در مداليته WORK PLAN كه در اوت 2007- تابستان 86- ميان جمهوري اسلامي ايران و آژانس به امضاء رسيده بود، مطالعات ادعايي را به عنوان يك موضوع باقيمانده در همكاري خود با آژانس نپذيرفته بود. مطابق مداليته ياد شده بررسي مطالعات ادعايي بايستي بعد از رسيدگي به 6 موضوع توافق شده قبلي و عادي شدن پرونده در شوراي حكام صورت پذيرد. ولي آژانس تعهد خود را نقض كرد و علي رغم پايان يافتن هر 6 موضوع مندرج در مداليته، عادي شدن پرونده را- تحت فشار آمريكا- موكول به حل و فصل مطالعات ادعايي كرد. روز دوم ارديبهشت ماه 87- 21 آوريل 2008- آقاي هاينونن با اين مأموريت- كه از روي تساهل و به عنوان نشان دادن حسن نيت مورد توافق ايران قرار گرفته بود- وارد تهران شد تا اسناد مورد ادعا موسوم به مطالعات ادعايي - ALLEGED STUDIES- را به ايران ارائه كرده و ارزيابي ايران را دريافت كند. اما همانگونه كه اشاره شد با اين بهانه كه آمريكايي ها اجازه ارائه نسخه اصلي و يا فايل مستقل را نداده اند، از ارائه اصل اسناد خودداري كرده و تنها امكان مشاهده اسناد ياد شده به صورت فايل هاي POWER POINT روي صفحه كامپيوتر براي هيئت ايراني فراهم شد! كارشناسان ايراني علي رغم تمامي اين محدوديت ها، نشانه هاي مستدل و مستندي از جعلي بودن اسناد مورد اشاره را به هيئت اعزامي آژانس ارائه دادند. به عنوان مثال در ذيل يكي از اسناد مورد ادعا نوشته شده بود «يك نسخه از اين سند در كتابخانه نگهداري شود»!! و بديهي است كه اگر سند ياد شده همانگونه كه آژانس ادعا مي كرد يك سند سري و مربوط به ساخت سلاح هسته اي بود، ارسال نسخه اي از آن به كتابخانه معنا و مفهوم قابل توجيهي نداشت! و.... و اما، آقاي هاينونن در گزارش اخير خود بدون توجه به گردش كار ياد شده كه تماماً با توافق طرفين و مطابق مداليته تصويب شده صورت گرفته و اسناد آن نيز موجود است، مطالبات غيرقانوني و خواسته هاي ديكته شده آمريكايي ها را به عنوان گزارش كار و نتيجه بررسي ها و مذاكرات با طرف ايراني، ارائه كرده است. گفتني است كه آقاي هاينونن در چند بند از گزارش 6 صفحه اي اخير خود ادعا مي كند كه ايران با وي و بازرسان آژانس همكاري نكرده است! و به عنوان نمونه از اين كه جمهوري اسلامي ايران اجازه دسترسي بازرسان آژانس به چند سايت نظامي متعارف را نداده است، ابراز ناخشنودي مي كند و حال آن كه دسترسي به سايت هاي نظامي متعارف در حوزه مسئوليت آژانس نيست و از سوي ديگر، اين درخواست غيرمتعارف براي دسترسي به سايت هاي نظامي متعارف از سوي هاينونن با توجه به سوابق او و برخي از بازرسان آژانس به شدت مشكوك نيز هست. چرا كه آژانس بارها اطلاعات برگرفته از بازرسي ها را در اختيار مراجع غيرمسئول و دشمنان تابلودار ايران اسلامي قرار داده است. با توجه به شرحي كه گذشت به آساني مي توان نتيجه گرفت گزارش اخير هاينونن- كه به شدت و با اشتياق درپي جايگزيني البرادعي است- نه با واقعيات انطباق دارد، نه با اسناد همخوان است و نه با قوانين بين المللي و مفاد توافقات آژانس با ايران سازگاري دارد. بنابراين تنها واژه اي كه مي تواند مأموريت آقاي هاينونن را به درستي توصيف كند، همان عنوان يادداشت 5 ماه قبل كيهان يعني «كلاه گشاد اسرائيلي» است. اكنون نوبت مسئولان هسته اي كشورمان است كه همكاري با آژانس را در سطح پادمان محدود كرده و تمامي مذاكرات درباره مطالعات ادعايي را بدون كمترين ترديدي متوقف كنند و اين البته، حداقل پاسخي است كه بايد به رفتار غيرمسئولانه و باج خواهانه آقاي هاينونن و همكارانش داده شود و گام هاي بعدي نيز نبايد از نظر دور بماند. حسين شريعتمداري
------------------------ مردم سالاري تغييرات با برنامه نويسنده : محسن دقت دوست در كشوري با ويژگي هاي كشور ما هر گونه تغيير و تحول در روندهاي جاري بسيار سخت و دشوار ميسر مي شود. اين مساله را مي توان به عوامل متعددي نسبت داد، ولي شايد مهمترين دليل را بايد در وابستگي كارگزاران بخش هاي مختلف جامعه به جهت گيري هاي سياسي دانست. در واقع افرادي كه عرصه هاي گوناگون اجتماعي را كنترل و راهبري مي كنند، بسته به اين كه جريان حاكم بر مسند سياسي كشور از چه نحله فكري و با چه گرايش هاي تئوري و عملي براي اداره امور است، جزئيات و حتي كليات آن بخش ها را با تغيير مواجه مي سازند كه اين استمرار در تغييرات براي بسياري از ساختارهاي جامعه يك تهديد عملي به شمار مي آيد. البته مي توان گفت كه بخشي از اين تغييرات جزو بديهيات و واقعيتي غير قابل اجتناب است كه حرفي درست و قابل درك است. ليكن سخن اين است كه گرفتار آمدن در مباحث روبنايي سياسي و حزبي كه در نهايت نيز بايد رويكرد عمومي كشور را مشخص سازد، بخشي از فعل و انفعالات جامعه كه به صورت مستمر صورت مي پذيرد و روندي با شرح حالي مشخص دارد را با ناكامي هاي مكرر روبه رو كرده و همواره كشور را در وضعيت آزمون و خطا نگاه مي دارد. در واقع لازم است تا به واسطه قوانيني جامع تدبيري اتخاذ شود تا در قسمت هايي كه نيازمند برنامه ريزي و هدايتگري بلندمدت مي باشد همچون هنر، ورزش، آموزش و ... تغيير اشخاصي كه مديريت عالي آن قسمت را به دست دارند و به طور طبيعي از گرايش سياسي خاصي برخوردارند، تغييرات بنيادين و زيربنايي را باعث نشود. از جمله قسمت هايي كه دچار اين آفت شده و مي شود اقتصاد و مسائل مربوط به آن است. با نگاهي به شاكله و بدنه نحيف امور اقتصادي كشور، ميزان صدمات ناشي از تصميمات شتابزده و بدون كارشناسي كه برخاسته از نظري شخصي بوده و با تغيير اشخاص همان ها نيز دائما در حال تغيير و تعويض بوده، مشخص مي گردد و اين آسيب ها نه مربوط به امروز، بلكه گذشته ها را نيز شامل مي شود. دم دست ترين شاهد اين مدعا نيز وضعيت گوشي هاي تلفن همراه است. ماجرا اين گونه شد كه مديري تحت تاثير شرايط خاصي و البته بر پايه فهم شخصي خود نظريه اي ارائه داد كه با عوض شدن آن مدير نظريه اش نيز ابتر ماند و رسيد به جايي كه اكنون جز خسارتي كه هم از جيب ملت و هم از جيب دولت پرداخته مي شود چيزي عايد كشور نشده و البته مثل هميشه كسي پاسخگو نيست. در حالي كه در سال آخر عمر دولت نهم به سر مي بريم و تنور مباحث انتخاباتي روشن شده و روز به روز هم گرم تر مي شود، تيم اقتصادي دولت ناگهان به فكر ريشه كني امراض كشور مي افتد و مباحثي نظير تحول اقتصادي، حذف صفر از پول ملي، تحول در نظام گمركي و بازرگاني و ساختارهايي از اين دست مطرح مي شود. سوال از اين دوستان اين است كه اولا چرا اين قدر دير، وقتي خود شما هم معترفيد كه جراحي تن بيمار اقتصاد كشور با خونريزي هاي مشخص و نامشخص بسياري همراه خواهد بود پس چرا از همان ابتداي كار شروع به اين جراحي ننموديد تا خود هم با عوارض آن مقابله كنيد و البته طعم شيرين تندرستي اقتصاد را هم خودتان بچشيد. سوال دوم اين است كه اگر شما سال آينده در همين روزها به جاي حضور در راس هرم اين گونه تصميمات، در بخش ديگري مشغول خدمت به خلق الله بوديد، آيا برنامه امروز شما مورد قبول جانشينان احتمالي جديدتان هم خواهد بود و توسط آنان نيز پيگيري خواهد شد؟ وقتي در عرصه هايي همچون امور نظامي و دفاعي، كمترين تغييرات اساسي را شاهديم كه عمده عامل موفقيت و پيشرفت آنها نيز همين مساله است، چرا نبايد در مقوله پيچيده اي چون اقتصاد شاهد ثبات مديريت و رويه باشيم. وقتي دليل اصلي اتلاف عظيم در وقت و انرژي و سرمايه هاي مادي و معنوي اين بخش را ناشي از بي نظمي ها و تغيير پي در پي قوانين و مقررات مي دانيم كه خود از طريق تغيير مكرر مديران حاصل مي شود، پس اگر چاره اي براي تعويض مديران نيست بايد با ايجاد وحدت رويه در اصول، روح اقتصاد كشور را از تشتت و تنش دور بداريم. همان كاري كه رهبري از طريق مجمع تشخيص مصلحت در مورد ابلاغ سياست هاي كلي به خصوص در مورد اصل 44 قانون اساسي انجام دادند كه حتي رئيس جمهور محترم اعلام داشتند كه اجراي اين سياست ها تئوري اقتصادي دولت نهم است. ---------------------- سياست روز همكاري دفاعي ايران و شوراي همكاري خليج فارس فرامرز اصغري چگونگي روابط ايران و همسايگان بويژه در حوزه خليج فارس در امور دفاعي و امنيتي نكته اي مهم و قابل تامل مي باشد . چنانكه سردار نجار وزير دفاع كشورمان در ديدار با مقامات قطري و مقامات نظامي ساير كشورهاي حوزه خليج فارس تاكيد داشتند از اصول اصلي در مناسبات كشورهاي منطقه تاكيد بر همكاري هاي امنيتي مي باشد. هرچند كه سياست هاي تفرقه افكنانه قدرت هاي بزرگ تاكنون مانع از اجراي اين مهم شده است اما بررسي تحولات منطقه بيانگر لزوم تحقق اين طرح با محوريت حضور تمام كشورهاي منطقه در پيماني امنيتي- دفاعي است . به رغمآنكه كشورهاي منطقه بر اتحاد فراگير تاكيد دارند اما قدرت هاي فرامنطقه اي به ايجاد جنگ تسليحاتي در منطقه و صرف شدن بودجه هاي عمراني كشورها در امور امنيتي همت گماشته اند تا بدين بهانه حضور سياسي و نظامي خود در منطقه را استمرار بخشند . آنها با تخريب روابط ايران و كشورهاي حوزه خليج فارس تلاش دارند تا خاورميانه را به انبار باروتي مبدل سازند كه در لواي آن بتوانند اهداف جانبي خود را محقق سازند . بررسي هاي تاريخي نشان مي دهد كه كشورهاي منطقه هرزمان براي رسيدن به اهدافشان به اتحاد روي آورده اند به نتايج مثبتي رسيده اند و در غير اين صورت اين قدرت هاي بزرگ بوده اند كه اهداف توسعه طلبانه خود را اجرايي كرده اند . پيامد اين روند را مي توان در تسلط نظامي غرب بر كشورهاي عربي منطقه و در نهايت اشغال عراق مشاهده كرد. در شرايط كنوني كه تمام كشورهاي منطقه بر اتحاد فراگير تاكيد دارند ، ايجاد يك پيمان دفاعي مشترك ميان ايران و اعراب و حتي اضافه شدن تركيه به آن مي تواند زمينه ساز خروج بيگانگان از منطقه و حتي حل كل بحران هاي خاورميانه باشد . تحقق اين مهم كه از مدت ها پيش از سوي ايران به كشورهاي منطقه پيشنهاد شده است مي تواند همسايگان حوزه خليج فارس را به قدرتي مبدل سازد كه ضمن مقابله با مداخلات بيگانگان در عرصه منطقه اي و جهاني ايفاي مي كند .
* صداي عدالت تكليف گرايي به جاي رضايت مردم يكي از نكاتي كه در ديدار اخير مقام معظم رهبري با كارگزاران نظام مطرح شد، تفكيك بين «جلب رضايت مردم» توسط دولت، با «انجام تكليف و وظيفه» در اداره امور كشور بود. ايشان تاكيد داشتند كه دولتها بايد به تكليف خود عمل نمايند و صرفا به دنبال رضايت مردم نباشند. توضيح اينكه تفاوت يك دولت ديني با نظامهاي حكومتي كه براي جلب رضايت كوتاه مدت مردم از هيچ اقدامي فروگذار نميكنند، در همين نكته نهفته است. دولتهاي پوپو ليست و عوامگرا، براي جلب رضايت آني مردم و كسب راي و قدرت در دور بعدي، سعي در انجام پروژههايي مينمايند كه در كوتاه دت و به طور ملموس، آثار آن در زندگي مرم هويدا شود و اين اقدام آنان، عموما به دوري از اقدامات زيربنايي و درازمدت و اصولي ختم خواهد شد. در مقابل، دولتهاي اصولگرا تلاش دارند ت ابه وظيفه و تكليف خود كه همانا نگاه به «منافع كلان ملي» است عمل نمايند. صد البته در ديدگاه «وظيفه گرا»، رضايت مردم نيز يكي از پارامترهاي اساسي است اما با اين تفاوت كه اين رضايت، ممكن است در مواردي، كوتاه مدت نباشد و حكومت تلاش نمايد تا با توضيح و اقناع افكار عمومي، مردم را به نتايج درازمدت اين طرحها متوجه نمايند. رضايت مردم از يك دولت ديني، اساس مشروعيت مردمي آن دولت است. اما بايد ميان رضايت درازمدت و استراتژيك با رضايت مقطعي و كوتاه مدت تفاوت قايل شد. البته دولتهاي تكليف گرا نيز در مقاطعي ملزم به انجام اقدامات كوتاه مدت براي رفع يك نقيصه اقصتادي و اجتماعي ميشوند اما استراتژي آنان در رضايت درازمدت مردم همان «منافع ملي» عمومي است، استوار شده است. از نظر دور نماند كه مجلس شواي اسلامي نيز از اين خطر به دور نيست و بلكه در كانون اين دو نگرش به حكومت قرار دارد. ساختار انتخاب نماينده مجلس توسط مردم و «يك مجلسي بودن» نظام جمهوري اسلامي، خطر حركتهاي عوامگرا را بيشتر مينمايد. نمايندگان مجلس نيز براي كسب رضايت كوتاه مدت مردم حوزه انتخابيه خود طي مدت چهار سال، به دولتي كه او نيز در پي رضايت آني مردم است، كمك مينمايند و اين سيكل معيوب، يكديگر را تكميل و تشديد مينمايند.
*قدس البرادعي و گزارش خاكستري آژانس در تازهترين سند مربوط به گزارش مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي، محمد البرادعي براي سيزدهمين بار متوالي تاييد كرد كه اين نهاد نظارت هستهاي بينالمللي، توانسته است به راستي آزمايي مربوط به منحرف نشدن مواد هستهاي اعلام شده از سوي ايران به سوي كاربرد تسليحاتي ادامه دهد. سريال گزارشهاي انتشار يافته از سوي مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي زماني ميتواند مبناي عمل و اساس تصميمگيري قرار گيرد كه بازيگران عرصه روابط بينالملل قواعد و مقررات آژانس را بپذيرند و به خروجي تصميمهاي آن احترام بگذارند. در سالهاي اخير، تعامل كشورهاي قدرتمند با مجامع حقوقي وجههاي تحكمآميز و فاقد منطق عقلاني و حقوقي به خود گرفته است. با وجود روند فعلي رفتارهاي سياسي كه شعاع عملكرد حقوق بينالمل را كم فروع جلوه ميدهد، در صورت تثبيت و استمرار وضعيت موجود، در آينده نميتوان از ساختارهاي حقوقي به مفهوم واقعي آن سخن گفت. چنانكه مبناي تعاملهاي بازيگران بر اساس گفتمان عقلي و حقوقي تعيين و تثبيت گردد و با تدوين مكانيسم روابط، باب برداشتهاي ناصواب با رويكرد سياسي مسدود گردد، ميتوان افق اميدواركنندهاي را در سطح ارتباطهاي جهاني شاهد بود. اكنون كه مناسبات دنيا از نبود چنين ساز و كاري رنج ميبرد، شفافيت رفتارها در مواضع تاريك و مبهم برخي كشورها محو گرديده و بستر مناقشات از اين رهگذر فراهم ميشود، به نحوي كه قبل از انتشار گزارش آقاي البرادعي، برخي چهرهها با جوسازي تلاش كردند جمهوري اسلامي را در ذهن مخاطبان متهم هستهاي جلوه دهند و ايران نتواند از طريق آژانس حقانيت خويش را اثبات نمايد. مصاحبه معاون مك كين نامزد جمهوريخواهان، بيانگر اين موضوع است. خانم «سارا پلين» با اظهارنظرهاي افراطي، اتهامهاي همفكرانش را عليه ايران تكرار نمود تا قطار نئومحافظهكاران از ريل ماجراجويي خارج نشود. از سوي ديگر، مقطع زماني انتشار اين گزارش، در آستانه برگزاري نشست ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل نميتواند خالي از ابهام باشد. قبل از برگزاري نشست مذكور، سازمان سيا فعاليتهاي متنوعي را در دستور كار قرار داده است، به گونهاي كه كميتهاي متشكل از نمايندگان تعدادي از گروههاي اپوزيسيون ايراني، گروههاي فعال يهودي، سازمان مجاهدين «گروهك تروريستي منافقين» و گروههاي همجنسگرا به سرپرستي «بروس ريدل»، «يك مقام بلندپايه سازمان جاسوسي سيا كه به امور ايران و كشورهاي خاورميانه اشتغال داشته) در يك ماه اخير به برنامهريزي براي تحتالشعاع قرار دادن سفر احمدينژاد به نيويورك مشغولند. مقامهاي واشنگتن تلاش ميكنند تا تقارن رخدادها و دستمايه و سرمايه هجمه سياسي و امنيتي عليه ايران قرار دهند تا كاستيهاي رقابت انتخاباتي جمهوريخواهان جبران و جايگاه حزب حاكم در اذهان شهروندان اين كشور از موازنه لازم برخوردار گردد. اين گزارش ثابت نمود جمهوري اسلامي با وجود تبليغات منفي كشورهاي سلطهطلب، همكاري با آژانس را پيگيري نموده است، ضمن آن كه مراتب اعتراض خود را نسبت به غلبه فضاي سياسي بر رفتارهاي حقوقي همواره اعلام داشته است؛ وجود انتقادهاي جدي به مراودات سياسي كشورهاي 1+5 نيز نتوانسته است ايران را از ادامه همكاري با آژانس بينالمللي انرژي اتمي بازدارد. از سوي ديگر، جمهوري اسلامي ايران جهت اجتناب از ابهامهاي پراكنده و بدون ضابطه كشورهاي غربي، با ارايه يك برنامه كاري، ايرادهاي مطرح را در 6 عنوان كلي جمعآوري و با ارايه پاسخ به آنها، باب آبهامها و اتهامها را مسدود نمود، چنان كه بر اساس توافق موجود، روند رسيدگي به پرونده هستهاي ايران بايد خاتمه مييافت. از آنجا كه تعامل مثبت و موفق ايران و آژانس براي كساني كه به دنبال بهانههاي ديگري بودند ناخوشايند بود، طرح اتهامهاي ديگري را كه با ادبيات و الفاظ جديدي تزئين شده است، در دستور كار قرار دادند. بدين ترتيب، اعمال نفوذها و فشارها به برخي از عناصر آژانس از سوي محافل خاص شكل گرفت و همان ادعاهايي كه از سوي ايران پاسخ داده شده، اين بار در چارچوب و پروندهاي ديگر به آژانس ارجاع شده است كه مطابق با مطالعات انجام گرفته بر اطلاعات و اسناد ساختگي و جعلي استوار است. در گزارش البرادعي همچنين با اشاره به آنچه مطالعات ادعايي خوانده ميشد و به دليل فشارهاي تحميل شده توسط آمريكا و با وجود تدوين برنامه كاري ميان ايران و آژانس براي حل مسايل باقيمانده در گزارش البرادعي آمده است: «اين آژانس نتوانسته است به پيشرفت خاصي درباره مطالعات ادعايي و ديگر موضوعهاي مهم مرتبط با آن كه باعث نگراني جدي است، دست يابد.» درج سوه جديد در گزارش مذكور، دليلي براي مفتوح ماندن اين پرونده است كه به سبب زيادهخواهيها و نبود هنجار رفتاري مبتني بر معيارهاي منطقي و عقلاني برخي كشورها با طرح ابهام و اتهام زني، آن را همچنان از خطر بسته شدن نجات دهند. شايان ذكر است، جمهوري اسلامي در اقدامي فراتر از تعهداتش در ان. پي. تي، براي برطرف كردن ابهامهاي آنها همكاري گستردهاي را با آژانس شروع نمود كه تعليق داوطلبانه ايران يكي از مهمترين رفتارهاي موردنظر ميباشد. اين در حالي است كه طرف مقابل تعاملات هستهاي ايران با امنيتي نمودن فضاي مذاكرهها، روند گفتگوها را با كندي و گاه بنبست رو به رو ساخت. بدين ترتيب، هيچ دليلي براي تعليق يا توقف فعاليت ايران كه در معاهده منع گسترش سلاحهاي هستهاي و نظامنامه آژانس بينالمللي انرژي اتمي بر آن تاكيد شده است، وجود ندارد. بايد در نظر داشت، مصوباتي كه در شوراي حكام يا شوراي امنيت درباره پرونده هستهاي ايران تصويب شده است، استناد قانوني ندارد. طرف غربي بايد بداند ناديده گرفتن مسير حقوقي و ؟ نه تنها مشكلي را از آنها حل نميكند، بلكه بر پيچيدگي موضوع بيش از پيش ميافزايد. هجمه امنيتي و سياسي به انرژي هستهاي ايران تاكنون توانسته است مسير احقاق حقوق ملت ايران را مسدود نمايد و اگرچه روند پيشرفت را در برخي مواقع با كندي مواجه كرده، هيچ گاه آن را متوقف نكرده است. انتظار ميرود مديركل آژانس با انتشار گزارشي شفاف و فاقد ابهام به نحوي كه يافتههاي كارشناسان و ناظران سازمان مذكور را تاييد نمايد، استقلال اين نهاد بينالمللي را از سيطره آنارشيسم نوين جهاني اعلام نمايد.
|