روزنامههاي صبح امروز ايران در سرمقالههاي خود به مهمترين مسايل روز كشور و جهان پرداختهاند كه گزيده برخي از آنها در زير ميآيد.
*ايران
روزنامه ايران در سرمقاله امروز خود با عنوان "شوراها، هدف يا وسيله" به قلم غلامحسين الهام آورده است:جمهوري اسلامي ايران يكي از انتخاباتيترين و جمهوريترين كشورهاي جهان با مشاركت مردمي بالاتر از نصاب دموكراسيهاي غربي است. همه نهادهاي حاكميت با راي بيواسطه و مستقيم يا با واسطه و دو مرحلهاي مردم تعيين تكليف شده و مسولان عالي نظام و نهادهاي حاكميتي عملا در هر دوره با اراده ملت و با راي آنان تصدي امور را به عهده گرفته و يا آن راترك كردهاند. اسلام به آموخته است كه خدمت به مردم و احترام به كرامت آنان و رعايت حقوقشان و ارزشگذاشتن به شخصيتشان طريق تقرب الهي است. چه بسيار كشورهايي كه اتفاقا مورد حمايت غرب نيز هستند ولي جمهوري نيستند و اگر هستند جمهوريهايي واقعي نيستند. عدهاي در داخل و خارج پس از 28 سال امتحان موفق ملت ايران با ميانگين سالي يك انتخابات (حتي در شرايط جنگ) هنوز ملت ايران را نابالغ و در حال گذار و در نيمه راه دموكراسي يا در حال تمرين دموكراسي و يك ملت استبداد زده ميخوانند. هر بار كه امواج آراي ملت، توهمات آنان را چون خاشاك به كنار ميزند به جاي سرزنش خود و واقعنگري ملت رشيد ايران را به فريبخوردگي و انتخابات را به پوپوليزم متهم ميكند. به آنان بايد گفت كه اگر تفسير اسلامي از مشروعيت وحق حاكميت را قبول نداريد لااقل به همان تفسير دموكراتيك از انتخابات وفادار باشيد. اگر مشروعيت ديني را قبول ندارند برنميتابند نتيجه انتخابات و آراي مردم كه مورد قبول آنان است مدعيان جمهوريخواهي و دموكراسي چرا به نتيجه چنين انتخاباتي نه تمكين ميكنند و نه حتي احترام صوري ميگذارند. جاي تاسف است عدهاي اصالتي براي انتخابات شوراها و خود شوراها قايل نيستند و انتخابات شوراها به مثابه يك سكوي پرش و صرفا مقدمهاي براي ساير انتخابات (انتخابات مجلس و پس از آن صرفا مقدمهاي براي انتخابات رياست جمهوري) ميخوانند. اين نگاه، اولا نگاه قدرتمندانه به شوراها است و ثانيا شوراها را نه يك امر مستقل و اصيل، بلكه صرفاً مقدمهاي براي اتفاق ديگر ميدانند و ميخوانند. ممكن است برخي اين گونه تحليل كنند كه موفقيت آقاي دكتر احمدينژاد در جلب اعتماد ملت در انتخابات رياست جمهوري دوره نهم از انتخابات شوراها آغاز و به رياست جمهوري منجر شد لذا ديگران هم بايد همين مسير را سپري كنند. اين سخن تعبيري غلط و نادرست است اگر چنين نتيجه بگيريم كه داشتن برنامه قدرت طلبانه براي يك يك پرش سه گام؛ از انتخابات شورا به مجلس و رياست جمهوري هدفي مقدس براي يك فعال سياسي و مسلمان است در واقع به انتخابات به عنوان سكوي پرش به قدرت نگاه كردن است و نه به عنوان زمينه و بستري براي خدمت. شوراهايي كه در برابر فساد بايستند و در كنار دولت انقلابي گرههاي مردم را يك به يك باز ميكنند و در حل مشكلات كوچه پسكوچههاي شهر ، مثل خانه خود، دلسوز باشند. بيهيچ وسوسه يا ترديد به شوراهاي شهر و روستا و به توقعات مردم با لذات احترام بگذاريم. البته رسالت دولت برگزاري انتخابات آزاد و سالم است و به فرايند سالم پايبند است و به راي مردم هر چه باشد احترام تام ميگذارند و از آن حمايت ميكند . از اين رو كساني اين معيارها را دارند كه به قانون تمكين كامل كنند و از امكانات عمومي و دولتي كمترين سوء استفاده را نكنند. از همه كساني كه صادقانه در اين عرصه وارد شدهاند سپاسگذاريم و آنان را كه با صدق و اخلاص و مردم دوستي به صحنه آمدهاند پيروز انتخابات ميدانيم كه در اين عرصه شكست نيست. امتحان است و آزمون خداست همه برگزيدگان ملت را ياري خواهند داد مگر پيروزي جز اين است كه همه با هم باشيم.
* آفتاب يزد
روزنامه آفتاب يزد در سرمقاله امروز خود با عنوان «افزايش مشاركت به نفع كيست؟» آورده است: در روزهاي اخير، اين بحث مورد توجه محافل رسانهاي بوده است كه افزايش يا كاهش مشاركت مردم، به سود كدام گروه است و يا كدام گرايش سياسي را با زيان بيشتري مواجه ميكند؟ بسياري از اصلاحطلبان با اشاره به آمار مربوط به دورههاي مختلف انتخابات، ابراز اطمينان ميكنند كه افزايش تعداد حاضران در پاي صندوقهاي راي و بخصوص حضور بيش از 50 درصد واجدان شرايط راي دادن سرنوشت شوراها - و تا حدودي خبرگان - را به نفع اصلاحطلبان تغيير ميدهد. اما به نظر ميرسد اين افزايش، بيش از هر چيز به نفع مردم است. البته اصلاحطلبان حق دارند، زيرا هنگامي كه در انتخابات مجلس ششم، راي اولين منتخب مجلس شوراي اسلامي در شهر تهران به مرز دو ميليون نفر نزديك شد، از ليست سي نفره نمايندگان تهران، تنها يك نفر به جناح مقابل اختصاص يافت. در حالي كه پس از چهار سال كه حداكثر راي منتخبان مجلس در مجلس ششم برابري كرد تمامي كرسيها به محافظهكاران تعلق گرفت. اما آنچه بايستي مورد توجه بيشتر قرار گيرد اين است كه در كدام شرايط، منافع بيشتري براي اكثريت مردم فراهم ميكند؟ توجه به چند انتخابات برگزار شده در چهار سال گذشته نشان ميدهد كه ميزان آراي منتخبان، هيچ تاثيري بر استفاده آنها از اختيارات قانوني نداشته است. گزارشهاي مربوط به حدود سيصد ميليارد هزينه فاقد سند در شهرداري تهران طي سالهاي گذشته، كه نهايتاً نيز با توجيهات نه چندان جدي بعضي از اعضاي شوراي شهر مواجه گرديد، يكي از ثمرات اين وضعيت است. در حالي كه به قين ميتوان گفت كه هر كس به دنبال كسب راي اكثريت مردم باشد خود را موظف خواهد دانست كه ضمن استيضاح مسئولان اجرايي، شجاعانه به ميدان بيايد و يا با دلايل و مدارك عامه پسند و نيز محكمه پسند - از مديران اجرايي مربوطه حمايت نمايد و يا آن كه با شجاعت بيشتر سهلانگاري، قصور يا تقصير دستاندركاران مربوطه را با مردم در ميان بگذارد. همچنين اگر كساني از برخي تصميمات و اقدامات هزينهساز - كه عدهاي از مردم آن را رديف امور ضروري و يا داري اولويت نميدانند - از قبيل ساخت سقاخانه و ... گلايه دارند، نبايد كسي جز خود را ملامت كنند، زيرا ميتوان با قاطعيت پذيرفت كه اكثريت راي دهندگان به اعضاي فعلي شوراي شهر، مخالفتي با اين اقدامات ندارند و حتي مشوق آن هستند. خلاصه كلام آن كه افزايش مشاركت، بيش از آن كه به نفع اين گروه يا آن گروه باشد، به نفع مردمي است كه از حق خود استفاده خواهند كرد. اين موضوع در انتخابات 24 آذر - كه اصلاحطلبان با برنامه مشخص وارد رقابت شده و گروههاي اصولگرا نيز بر اساس اختلافات واقعي به تقسيمبنديهاي حقيقي رسيدهآند - به صورت واضح قابل پيشبيني است و به يقين ميتوان گفت «كساني كه از حق خود در اين انتخابات استفاده نكنند، در آيندهاي نه چندان دور، بيش از تحريم كنندگان انتخابات رياست جمهوري، احسان زيان خواهند كرد»
* مردمسالاري
روزنامه مردمسالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان «لبنان در بحران» به قلم بهزاد فرهمند آورده است: طرفداران گروه موسوم به 8 مارس به رهبري جنبش مقاومت حزبالله لبنان از دو جمعه پيش با فراخوان اين جنبش در ميادين شهدا و رياض و ساير نقاط منتهي به كاخ نخست وزيري لبنان جمع شدهاند تا به حمايت از تشكيل دولت وحدت ملي و سرنگوني دولت فواد سينيوره اقدام نمايند. سردي هواي پاييزي بسياري را به اين فكر انداخته بود كه با سپري شدن روزها از انگيزه حضور مخالفان در سطح شهر كاسته خواهد شد، اما اين پيشبيني چندان درست از آب درنيامد. نماز وحدت اين جمعه ميان شيعيان و سنيان مخالف دولت به امامت سيد حسن نصرالله رهبر جنبش مقاومت اسلامي بيانگر عزم راسخ مخالفان دولت سينيوره در رسيدن به مقصود نظر ميباشد. نصرالله در اين مراسم طي سخناني تند از نقش دولت سينيوره در حمايت از جنگ 33 روزه اسرائيل عليه ملت لبنان پرده برداشت مدعي شد كه افرادي از گروه موسوم به 14 مارس و دولت با مقامات آمريكا ملاقات سري داشتهاند و از دولت جرج بوش ميخواهند از آنجايي كه امكان خلع سلاح حزبالله توسط دولت لبنان امكان ندارد. ايالات متحده و رژيم اشغالگر قدس با حمله به حزبا... و مناطق جنوبي لبنان جنبش را سركوب نمايند و آن را نابود كنند. اين خواسته با موافقت آمريكا مواجه شد و براي دولتمردان كاخ سفيد ميتوانست شرايطي استثنايي بوجود آورد، چرا كه با تبليغات وسيع بر روي آن ميتوانستند ادعا كنند بزرگترين گروه تروريستي اسرائيلي را نابود كردهاند و برگ برندهاي براي پيروزي در انتخابات ماه نوامبر در دست داشته باشند. آنان ادعا ميكنند سوريه و طرفدارانش در لبنان نگران آن هستند تا با تشكيل اين دادگاه و اثبات نقش آنان در اين ترور ضربات جبرانناپذيري دريافت نمايند. از سوي ديگر آنان ايران را متهم ميكنند كه در كنار سوريه قصد دارد يك دولت وابسته به خود را بر سر كار آورند تا از منافع آن دو كشور در لبنان حمايت كرده و جلوي ايجاد يك حكومت مستقل ملي را بگيرد. اسرائيليها بيش از همه نگرانند و يك مقام سابق اطلاعاتي آنها ميگويد: اگر دولت سينيوره سقوط كند، اين بدان معناست كه بايد لبنان را تحت كنترل ايران بدانيم. امروز عربستان سعودي با توجه به تحولات پيش آمده در خاورميانه خود را در چند جبهه به طور غير مستقيم رويارو با ايران ميداند. حمايت رياض از روحاني افراطي اهل سنت به نام «حارث الضاري» و اقدام تروريستي و احكام ضد شيعي آن بيانگر آن است كه عربستان سعودي در صورت نياز در مقابل حمايت ايران از شيعيان، به حمايت مالي و تسليحاتي بيش از پيش از سنيان افراطي بپردازد. گروه 8 مارس امروز مسئوليت سنگيني را بر دوش ميكشد، چنانچه نتوانند به خواستههاي خود به صورت مسالمت آميز دست يابند و شرايط به سمت جنگ داخلي سوق پيدا كند، اين لبنان خواهد بود كه بازنده اصلي اين مجادلات ميشود. بنابراين بر اين گروه به ويژه حزبالله لازم است تا اين بحران را نيز همچون گذشته با درايت و خردمندي به سود منافع ملي لبنان هدايت نمايد، تا لبنان ديگر بار شاهد جنگ خانمانسوز داخلي نباشد.
* اعتماد ملي
روزنامه اعتماد ملي در سرمقاله امروز خود با عنوان «ملت مسئوليتپذير» آورده است: تنها دو روز به برگزاري انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا و مجلس خبرگان رهبري باقي مانده است. مهمترين رويكردي كه در اردوگاه گسترده منتقدان وضع موجود مطرح است دو گزينه متنافر قهر و تحريم و يا شركت منتقدانه اصلاحطلبانه در پاي صندوقهاي راي است. طرفداران قهر و سكوت و تحريم هرچند توجيه و پاسخ مناسبي براي شيوه متخذه خود از انتخابات شوراهاي اسلامي دوم تا انتخابات رياست جمهوري در دست ندارند، اما شايد همچنان به گزينه خود به عنوان يك راهحل كليدي براي باز كردن قفل مشكلات سياسي در ايران پايبند باشند. اما اين استراتژي به دلايل فراواني با منطق سياسي حاكم بر مناسبات اجتماعي و سياسي جامعه ايران همخواني و سازگاري ندارد. جامعه ايران از دو الگوي جامعهشناسي توسعه شهري اثر ميپذيرد. بدون ترديد اگر طرفداران رفرم و اصلاح سياسي و اجتماعي نتوانند عناصر حامي و طرفداران خويش را توجيه نمايند كه با شركت در انتخابات پيش روي، اجازه قدرت گرفتن مجدد تندروها را فراهم آورند، فرآيند اصلاح منطقي سيستم موجود به عقب خواهد افتاد. عقبافتادگي و يا تعويق پروسه اصلاحات آرام و اثربخش و كمهزينه دو تاثير آني از خود بر جاي گذاشت؛ از يك سو موجب ناكارآمدي بيشتر نهادها و موسسات موثر سياسي و اداري خواهد شد و از سوي ديگر موجب عقبماندگي مفرط اقتصادي و سياسي جامعه ايران خواهد شد. از سوي ديگر ميتوان انتظار خطرآفرين ديگري نيز داشت. هرگاه جامعه نتواند از طرق مسالمتآميز و يا مسئوليتساز نسبت به تامين خواستههاي خود اقدام كند، متوجه اقدامات راديكال ميشود. اقدامات راديكال در يك نگاه عمومي هم كورند و هم بيهدف. از يك سو جنبش لجام گسيخته بيسامان را به خود جذب ميكند و افراط و پوپوليسم و نهايتا فاشيسم را باز توليد ميكند. اين فرضيهاي اثبات شده است كه هرچند تغييرات راديكال در نااميدي مطلق از تغييرات منطقي و اميدبخش صورت ميپذيرد اما در دل خود موجب پيدايش دوره جديد و اثرگذار استبداد خواهد شد. لذا به نظر ميرسد فرصتهاي حداقلي و سرنوشتسازي كه در اختيار جامعه و نخبگان آن قرار ميگيرد، نبايستي با تحليلهاي غيرواقعي و راهبردهاي ناصحيح به تهديد بدل شود. اين اصل پذيرفته شده را نبايد فراموش كرد: «روي ديگر جامعه استبدادزده، بيمسئوليتي اجتماعي است.»
رسالت
روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود با عنوان «حزب پادگانى در دانشگاه! » آورده است:روز دوشنبه رويداد تلخ و شيرينى در دانشگاه اميركبير اتفاق افتاد. تلخ از اينكه يك حزب پادگانى با برنامهاى از قبل طراحى شده با گرايش نوعى تفكر نئونازيسمى نمىخواست رئيس جمهور كه خود فرزند دانشگاه است، حرف خود را در يك محفل دانشجويى مطرح كند و شيرين از اين بابت كه رئيس جمهورى كه مستظهر به پشتيبانى راى ميليونى ملت و دومين مقام رسمى نظام است با صبورى و حتى مهرورزى پاسخ آشوب طلبان را داد. حزب پادگانى در دانشگاه چه مىكند؟ نگارنده سالها پيش به مناسبت يك درگيرى فيزيكى در دانشگاه تهران بين عدهاى دانشجو عرض كردم دشمن در دانشگاه مشغول سربازگيرى است، كسانى كه مخلوطى از انديشه ماركسيسم، ليبراليسم و فاشيسم به علاوه يك اسلام التقاطى را در ذهن بيمار خود رسوب دادهاند، بيشترين استعداد براى جذب در حزب پادگانى را دارند. نوع شرارت اخلالگران در سخنرانى رئيس جمهور ابتدا فحاشى و اهانت و تهديد و ارعاب بود و سپس به درگيرى با دانشجويانى كشيد كه آمده بودند پاى صحبت رئيس جمهور بنشينند و به حرف او گوش كنند. آن هنگام كه رئيس جمهور عليه آمريكا سخن گفت، آنها تصوير وى را آتش زدند و اين نشان مىداد كه اهالى حزب پادگانى چطور نسبت به فرمانده پادگان وفادارند! و وقتى احمدىنژاد از روى مهرورزى گفت، حتى اين جماعت بد و بيراهگو را دوست دارد، يك نارنجك صوتى منفجر كردند! واقعا براى اين نوع رفتارهاى موهن آن هم در ساحت مقدس دانشگاه چه نام بايد گذاشت؟! واكنش سرمقالهنويس روزنامه اعتماد ملى درباره اين رويداد جالب است. سرمقاله نويس اعتماد ملى مىنويسد: “چه بر روابط نهادهاى سياسى و دانشگاهى رفته كه دانشجويان با تندترين الفاظ و استفاده از راديكالترين روشها به مقابله با حضور رئيس جمهور در جمع خود پرداختهاند.” رفتار موهن يك جمع محدود در اجتماع عظيم روز دوشنبه را به حساب كل دانشجويان گذاشتن به معناى ناديده گرفتن صحنههاى شفاف و روشن اين ديدار است كه خوشبختانه از صدا و سيما قسمتهايى از آن پخش شد. رئيس جمهور در برابر انفجار نارنجك صوتى و اهانتهاى مشمئز كننده حزب پادگانى خطاب به آنها مىگويد: “همه شما را از ته دل دوست دارم” و سرمقالهنويس روزنامه اعتماد ملى همين جمله را در صفحه 2 روزنامه خود درج كرده، اما به خود زحمت نداده آن را بخواند و بر اين داورى ظالمانه خط بطلان بكشد! نبايد كركره انصاف و عدالت را به دليل اينكه آقاى احمدىنژاد رقيب آقاى كروبى بوده اينقدر پايين كشيد و حتى به نوعى با اشرار حزب پادگانى آن هم به اين نحو همگرايى كرد. واكنش صبورانه رئيس جمهور در برابر اين همه شرارت و لات بازى سياسى واقعا تحسينبرانگيز است و البته افتخار آميز، چرا كه در كشور ما آنقدر آزادى وجود دارد كه نه تنها تحمل شنيدن حرف مخالف آن هم در يك ديدار حضورى با بالاترين مقام كشور وجود دارد حادثه تلخ و شيرين دوشنبه گذشته دانشگاه اميركبير مظلوميت رئيس دولت نهم را نشان مىدهد و همين مظلوميت است كه بر محبوبيت او مىافزايد. با نگاهى به تيتر و مقالات برخى از روزنامههاى ديروز دوم خردادى در خصوص اين رويداد، بىمهرى رقبا و مظلوميت مضاعف دكتر محمود احمدىنژاد را مىتوان درك كرد. همچنين آنان كه در مورد حزب پادگانى آدرس غلط مىدهند. با حادثه دوشنبه گذشته دانشگاه اميركبير فهميدند پنهان كردن آدرس حزب پادگانى فايدهاى ندارد.
*كيهان
روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان «پاسخ به يك پرسش » آورده است:در يادداشت روز كيهان 19/9/85 فرمولي با عنوان «3+12» براي انتخابات شوراي شهر تهران ارائه شده بود. اين فرمول به گونه اي تنظيم شده بود كه هر دو فهرست «رايحه خوش خدمت» و «ائتلاف اصولگرايان» سهم يكساني در آن داشته باشند و دغدغه شهردار از پيش تعيين شده نيز در ميان نباشد. اين فرمول با استقبال گسترده اي از سوي نيروهاي اصولگرا روبرو شد و بسياري از دلسوزان در سطوح مختلف طي تماس هاي مكرر با كيهان خواستار توضيح اجرايي بيشتري درباره آن بودند. يادداشت پيش روي، پاسخ به اين استقبال و پرسش هاي پي درپي درباره فرمول ياد شده است؛ با اين توضيح كه فرمول مورد اشاره به دو گروه اصولگرا پيشنهاد شده بود و از آنجا كه متاسفانه گروه هاي مزبور بر مواضع قبلي و جداگانه خود اصرار ورزيدند، توده هاي طرفدار اصولگرايي مي توانند خود وارد عمل شده و با عملياتي كردن اين فرمول، اولاً؛ اعتقاد خود به اصولگرايي و ثانياً اصرار خويش بر وحدت اصولگرايان را به نمايش بگذارند، ضمن آن كه در صورت اجراي اين پيشنهاد، احتمال حضور موثر اصولگرايان در شوراي شهر سوم بسيار قوي خواهد بود. و اما... 1- در اين فرمول پيشنهاد شده است كه از هر يك از دو فهرست اصولگرايان 6نامزد انتخاب شود. در اين حالت مي توان تا حدود زيادي اطمينان داشت كه دستكم 12نفر از اعضاي 15نفره شوراي شهر سوم اصولگرا خواهند بود. 2- از آنجا كه هر يك از دو گروه اصولگرا 15نامزد معرفي كرده اند - فقط يكي از نامزدها در هر دو ليست مشترك است- چنانچه انتخاب 6 نفر از ميان 15نفر هر ليست صورت پذيرد احتمال تفاوت گزينه ها فراوان خواهد بود و اين تفاوت گزينه ها مي تواند پراكندگي آراء را در پي داشته باشد بنابراين پيشنهاد شده بود 6 نفري كه از هر ليست انتخاب مي شوند از ميان اعضاي كنوني شوراي شهر باشند. توضيح آن كه هر يك از دو فهرست اصولگرايان 7 نفر از اعضاي فعلي شوراي شهر- از دو گروه 7 و 8نفره كنوني- را در خود جاي داده اند. اين رويه از پراكندگي آراء جلوگيري مي كند و شهروندان به جاي انتخاب 6 نفر از ميان 15نفر يا 12نفر از ميان 30نفر، هركدام 6 نفر از ميان 7 نفر را برمي گزينند و نهايتاً 12نفر از اعضاي كنوني شوراي شهر گزينش خواهند شد كه با توجه به سوابق درخشان شوراي شهر دوم، ابقاي آنان- هرچند كه در برخي از موارد سليقه هاي متفاوتي دارند- باعث ادامه خدمت رساني آنها به مردم خواهد بود. 3- يك روز بعد از پيشنهاد فرمول 3+12، گروه پيروان خط امام و رهبري كه قبلاً اعلام كرده بود به خاطر حفظ وحدت اصولگرايان از ارائه ليست جداگانه منصرف شده است بنا به هر علت ليستي منتشر كرد كه مي توان گفت اقتباسي ناقص از فرمول مورد اشاره بود. اين گروه از هر يك از دو فهرست «ائتلاف اصولگرايان» و «رايحه خوش خدمت» 5 نامزد را برگزيده و با افزودن 5 نامزد ديگر كه به سليقه خود انتخاب كرده بود، يك فهرست 15نفره ارائه داد. با توجه به ورود اين فهرست به صحنه مي توان 3 نفر باقيمانده در فرمول «3+12» را از ميان 5 نامزد اختصاصي گروه پيروان خط امام و رهبري برگزيد. اين پيشنهاد باعث مي شود گزينش 3نفر باقيمانده به جاي آن كه از ميان دهها نامزد ديگر باشد از ميان يك حلقه كوچك 5 نفر صورت پذيرد و قدمي ديگر براي پيشگيري از پراكندگي آراء تلقي مي شود. بايد توجه داشت كه انتخاب 3نامزد از گروه پيروان خط امام و رهبري غيرمنصفانه نيست و نبايد تصور كرد كه چرا ازليست هاي اول و دوم هر كدام 6 نفر و از ليست سوم فقط 3نفر برگزيده مي شوند، زيرا دو ليست «رايحه خوش خدمت» و «ائتلاف اصولگرايان» فقط يك نامزد مشترك دارند ولي فهرست طيف پيروان خط امام و رهبري 10 نامزد از نامزدهاي دو ليست اول و دوم را در خود جاي داده است (5+5) بنابراين گزينش 3نامزد از اين ليست كاملاً عادلانه است. 4- اجراي فرمول مورد اشاره امتيازات فراواني خواهد داشت از جمله آن كه؛ الف: از آنجا كه از هر دو گروه «ائتلاف اصولگرايان» و «رايحه خوش خدمت» به طور مساوي 6 نفر در شوراي شهر سوم حضور خواهند داشت موضوع انتخاب شهردار آينده، يعني نقطه اصلي اختلاف دو گروه به طور طبيعي منتفي خواهد بود و هر يك از دو گروه ياد شده فقط 6 رأي قطعي براي شهردار مورد نظر خود دارند و نظر 3 عضو ديگر كه سليقه از قبل تعيين شده اي ندارند در انتخاب شهردار آينده نقش اصلي را دارد. ب: از آنجا كه در اين فرمول نامزدهاي همه گروه هاي اصولگرا به طور مساوي حضور دارند، اجراي آن نشان مي دهد كه مردم بر وحدت اصولگرايان اصرار داشته و تفرقه در ميان اصولگرايان را نمي پسندند و اين، گامي بلند براي وحدت اصولگرايان و هشداري جدي به همه گروه هاي اصولگرا خواهد بود تا نگاه و سليقه گروهي خود را بر خواست مردم ترجيح ندهند. ج: آنچه بيش از انتخابات شوراي شهر اهميت دارد، پيشگيري از تفرقه اصولگرايان- هرچند اندك- و مخصوصاً كشيده شدن دامنه اين جدايي ها به ميان توده هاي اصولگراست. با توجه به اين نكته، وقتي برخي از شهروندان به فلان ليست و برخي به ليست ديگر رأي مي دهند اين امكان وجود دارد كه نسبت به گروه ديگر احساس جدايي كنند. بنابراين از آنجا كه در فرمول مورد اشاره نامزدهايي از تمامي گروه هاي اصولگرا به طور مساوي حضور دارند، شهروندان با عمل به اين فرمول احساس نمي كنند كه به نفع يك گروه و به زيان گروه ديگر رأي داده اند و اين يكي از ضروري ترين نيازها براي تداوم اصولگرايي است.
|