با اعلام رضايت اولياي دم / مرد همسركش از چوبه دار نجات ... اخبار
 
صفحه اصلی  / بازگشت / (بازدیدکننده مهمان)
اخبار اجتماعي/حوادث - يكشنبه ۰۵ آذر ۱۳۸۵
با اعلام رضايت اولياي دم / مرد همسركش از چوبه دار نجات يافت

مرد جواني كه پس از قتل همسرش به كربلا رفته بود روز گذشته با رضايت اولياي دم از مرگ نجات يافت.

اين مرد پس از محاكمه در دادگاه كيفري استان تهران به قصاص محكوم شده و حكم قصاصش نيز تاييد شده بود.
با تاييد حكم، عامل جنايت در يك قدمي اعدام قرار داشت كه با تلاش هيات صلح و سازش دادسراي جنايي تهران اولياي دم حاضر به اعلام رضايت شدند.
روز گذشته اولياي دم مقتول با حضور در شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي تهران رضايت خود را اعلام كردند.
قاتل به نام حسين پس از دستگيري در بازجويي ها در خصوص جنايت گفته بود، روز جنايت حدود ساعت هشت شب به خانه آمدم. مرجان در حال تماشاى تلويزيون بود. چند دقيقه از ورود من به خانه نگذشته بود كه درگيرى ما در مورد رابطه او با جوانى به نام شهاب آغاز شد. من از او خواستم كه بگويد شهاب چه كسى است، اما او در جواب شروع به داد و فرياد كرد. من براى فرار از درگيرى مجدد به اتاق مادر همسرم كه با ما زندگى مى كرد رفتم و روى تخت او نشستم. (مادر همسرم آن روز در خانه نبود.) مرجان وارد اتاق شد و شروع به داد و فرياد كرد. عصبانى شدم و تصميم گرفتم او را بكشم و خودكشى كنم."
حسين در ادامه در مورد نحوه قتل همسرش گفت: "به سمتش حمله ور شدم. گلويش را با دو دست گرفتم و او را روى زمين انداختم. او براى نجات تلاش مى كرد پس از چند دقيقه از روى سينه او بلند شدم. هنوز نفس مى كشيد. در خانه گشتى زدم و دوباره سراغ جسم نيمه جانش رفتم. دوباره روى سينه مرجان نشستم و باز گلويش را فشار دادم.
صورتش كبود شد. پس از چهار دقيقه مرد و ديگر نفس نكشيد. به اتاق خودم بازگشتم. قمه اى برداشتم و در قلب مرجان فرو كردم.
سپس دفترچه خاطرات او را باز كردم و در آن نوشتم: "برويد از خواهر مرجان بپرسيد براى چى من او را كشتم. او به من خيانت كرده بود و حقش بود كه بميرد."
متهم ادامه داد: "بعد هم براى اينكه خانواده مرجان متوجه مرگ او شوند روى در و آينه شمعدان با روژ لب نوشتم "مرجان مرد" زندگى ام تباه شده بود و سپس قمه را از قلب مرجان بيرون آوردم و زير تخت مخفى كردم. از خانه بيرون آمدم و در را قفل كردم. سوار موتورم شدم و به خيابان 17 شهريور رفتم. موتور را به قيمت 210 هزار تومان فروختم. به ترمينال جنوب رفتم و پرايدى را دربستى به مقصد مهران كرايه كردم. در شهر مهران هم به مردى 15 هزار تومان دادم تا مرا از مرز رد كند. به كربلا رفتم و شش روز آنجا بودم. پس از زيارت دوباره به شهر مهران برگشتم. از آنجا به خانه مان زنگ زدم. خواهرم گفت كه پدرمان را دستگير كرده‌اند. براى اينكه در راه بازگشت به تهران دستگير نشوم، خودم را در شهر مهران به ماموران معرفى كردم.




3

صفحه اصلی

3

دسته بندی صنفی مشاغل

3

لیست شرکتهای عضو

3 اطلاعات اصناف و مشاغل عضو
3

درباره سايت

3

پرسش و پاسخ

3

تعرفه خدمات

3

تماس با ما - (مشاوره)

3 پایگاه تخصصی اصناف و مشاغل ایران 3 فروشگاه اینترنتی مشاغل ایران 3 نیازمندی های مشاغل(آگهی) 3 گالری بزرگ عکس و تصویر
3

اخبار(اقتصادی،اجتماعی،سیاسی،هنری و...)

3 نمایندگیهای رسمی در ایران 3 طراحی سایت   کلمات کلیدی سایت
3

ثبت نام و عضویت

         
Copy Rights 2008 BY RVKP All Rights Reserved
 Ravak Negar e Pars / طراحی و اجرا : راوک نگار پارس